اينچنين مالى از دست نميرود
لم يذهب من مالك ما وعظك .
ح /196
ترجمه : مالى كه از دستت رفت و تو را
پندى آموخت ، از دست رفته مپندار .
شرح : انسان وقتى قسمتى از مال خود
را از دست مى دهد، غمگين و افسرده مى شود
و به خاطر مال از دست رفته ، غصه مى خورد. زيرا معمولا اينطور تصور مى شود كه مالى كه از كف رفت ، بيهوده تلف شده است و
ديگر جبران نخواهد شد .
اما حقيقت اين است كه مال از دست رفته ، بكلى تلف و نابود نمى شود.
بلكه با از بين رفتن
آن ، نتيجه و فايده يى براى صاحبش به جاى مى ماند، كه گاهى ممكن است بيش از آن مال ، ارزش داشته باشد. و اين نتيجه و فايده
، تجربه يى است كه شخصى ، در برابر
از كف دادن مال خود، به دست مى آورد .
اينكه بسيارى از مردم ، تجربه را گرانبهاتر و باارزش تر از مال مى دانند، براى آن است كه مال ، هر اندازه
هم كه باشد، براى هميشه باقى نمى ماند و
بالاخره روزى ، تمام مى شود، ولى تجربه ، سرمايه يى است كه هرگز تمام نمى شود، و هميشه و در هر حالى هم در دسترس قرار
دارد و مى توان از آن استفاده كرد .
پس اگر ما نيز مالى را از دست داديم ، ولى در كارى كه مال خود را بخاطر آن از كف داديم ، تجربه يى به
دست آورديم ، بايد بدانيد كه آن مال
را، بيهوده و رايگان از دست نداده ايم . بلكه به - جاى آن ، سرمايه گرانبهاترى به دست آوريم كه چه بسا در طول زندگى ، بسيار
بيشتر از آن مال
به درمان خواهد خورد .
اما آنچه كه در خور تاءمل است اين است كه انسان نبايد هيچ كارى را
بدون فكر و دقت انجام
دهد زيرا بالاخره از دست دادن مال موجب ضرر و دليل
كم دقتى است