تندخويى ديوانگى است
الحدة ضرب من الجون لان صاحبها يندم فاان لم يندم فجنونه مستحكم .
ح /255
ترجمه : تندخوئى يك نوع ديوانگى است
، زيرا تندخو پشيمان ميشود، و اگر پشيمان
نشود، ديوانگى اش پابرجا و پايدار شده است .
شرح : شخصى تندخو، نميتواند بر
اعصاب خود مسلط باشد، و اعمال
و رفتار خود را مهار كند. در نتيجه ، هنگام خشم و تند خوئى ، دست به كارهائى عقل سالم انجام آن را نمى پذيرد: زبان به بى
ادبى و فحاشى مى گشايد، دست به شكستن
و پاره كردن و دور ريختن چيزهاى مختلف مى زند. با ديگران نزاع و كتك كارى ميكند و باعث زخم و جراحت خود يا ديگران مى شود
چه بسا ديده شده كه خشم و تند خوئى يك
نفر. باعث نزاع دسته جمعى خانواده و دوستانش شده ، و سرانجام در ميان آنها جنايت و فاجعه ئى رخ داده . يا زيان و خسارت جبران
ناپذير ديگرى پيش آمده است .
وقتى شخص تندخو، در حالت خشم به سر مى برد و باعث ايجاد چنين مشكلات
و مصيبتهائى ميشود، حالت او
شبيه نوعى ديوانگى است . زيرا او هم ، در آن لحظات ، مانند ديوانگان
، بر اعصاب خود تسلط ندارد و متوجه نيست كه مرتكب چه كارهائى ميشود .
البته شخص تندخو، پس از فرونشستن خشم ، از كارهايى كه انجام داده
پشيمان ميشود و همين
پشيمانى ، نشان ميدهد كه وى ، سر عقل آمده و متوجه زشتى آن كارهاى ديوانه وار خود شده است . يعنى خود او هم متوجه مى شود كه در آن
لحظات خشم ، نوعى ديوانگى زود گذر
گريبانش را گرفته و سپس رهايش كرده است .
اما اگر كسى باشد كه پس از فرونشستن خشم نيز، از انجام آن كارهاى زشت
پشيمان نشود،
معلوم ميشود كه آن حالت ديوانگيش زودگذر و موقتى نيست ، بلكه ديوانگى براى هميشه ، در وجود او، باقى و پاورجا مانده است .
37. حكمت
هاى ايمان ، نماز ...
فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك ، و الصلاة تنزيها عن الكبر، و
الزكاة تسبيبا للرزق
، و الصيام ابتلاء لا خلاص الخق ، و الحج تقربة للدين ، و الجهاد عزا للاسلام ، و الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهى عن
المنكرردعا للسفهاء .
ح /252
ترجمه : خداوند، ايمان را براى پاك
شدن دلها از آلودگى كفر و شرك ، و نماز را براى
پاك بودن از سركشى و نافرمانى واجب كرد، زكوة را وسيله ايى براى روزى مستمندان ، و روزه را وسيله يى براى آزمايش
اخلاص بندگان قرار داد، حج را براى نيرومند
شدن دين ، و جهاد را براى شكوه و سربلندى اسلام واجب ساخت ، امر به معروف را بخاطر اصلاح توده نا آگاه مردم ، و نهى از
منكر را براى باز داشتن افراد بى خرد، از
كارهاى زشت و گناه آلود مقرر كرد .
شرح : احكام دين اسلام ، با تمام
جزئيات خود، دستورهائى هستند كه خداوند
براى بندگان مؤ من خود مقرر كرده است . از اينرو، انجام دادن اين احكام ، وظيفه حتمى و قطعى مسلمانان است ، و يك مسلمان مؤ من
كسى است كه دستورهاى واجب الاجراى خداوند
را، بدون چون و چرا انجام دهد، و درباره آنها دچار هيچگونه شك و ترديدى نشود، هيچگونه سؤ ال و جوابى نكند، و هيچگونه دليل و
برهانى بخواهد .
با اين حال ، گاهى پيشوايان معصوم و امامان بزرگوارما، علت منطقى و
فلسفه فردى و اجتماعى
اين دستورها را تشريح كرده و درباره هر يك ، توضيح كافى داده اند. تا هم غير مسلمانان ، به منطقى و مستدل بودن دستورهاى
اسلام پى ببرند و بتوانند با دستورهاى اديان
ديگر مقايسه كنند، و هم مسلمانها، با فلسفه احكامى كه انجام ميدهند آشنا شوند و فوايد سازنده ، آنها را بهتر و بيشتر بشناسند .
امام عليه السلام نيز، در اين جمله هاى كوتاه و پر معنى ، فلسفه
ايمان ، نماز، زكوة ، روزه
، حج ، جهاد، امر به معروف ، و نهى از منكر را تشريح فرموده ، و درباره واجب بودن هر يك ، توضيحى دقيق و عميق داده است .
38. در
دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
اءحبب حبيبك هونا ما، عسى اءن يكون بغيضك يوما ما، و اءبغضك هونا
ما، عسى اءن يكون حبيبك
يوماما .
ح /268
ترجمه : در دوستى با دوست خود اندازه
نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن
شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد
با تو دوست شود .
شرح : در دوستى و دشمنى نيز، همچون مسائل ديگر، بايد ميانه روى كرد و اندازه
نگهداشت . چون زياده روى در دشمنى و يا دوستى
نيز، ممكن است زيانهائى متوجه ما سازد، كه ديگر قابل
جبران نباشد .
وقتى با كسى دوست ميشويم ، نبايد در معاشرت با او آنقدر زياده روى
كنيم ، كه بيش از اندازه
به حريم زندگى ما نزديك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زيرا ممكن است روزى بين ما اخلافى پيدا شود و آن دوست ، بصورت دشمن
ما درآيد. درانصورت ، او، چون تمام اسرار
ما را ميداند و از آنچه در حريم خانواده ما ميگذرد آگاه است ، ميتواند از دانسته
هاى خود، بر ضد ما سؤ استفاده
كند، و ضربه هايى به ما بزند، كه ديگر قابل
جبران نباشد .
در دشمنى نيز بايد ميانه روى باشيم و اندازه نگه داريم . يعنى نبايد
دشمن را آنقدر اذيت
و آزار كنيم ، و آنقدر درباره اش سخنان زشت و زننده بگوئم ، كه اگر روزى بايكديگر دوست شديم ، به خاطر كارها و حرفهاى
خود، شرمنده و خجل
باشيم .