شوخى و عقل

ما مزح امرؤ مزحه الا مج من عقله مجه ح /405

ترجمه : هيچكس شوخى نكرد، مگر آن كه، با پرداختن به شوخى ، پاره يى از عقلخود را به دور انداخت .
شرح : يكى از نشانه هاى سنگين و باوقار بودن آن است كه انسان ، از شوخىكردن بپرهيزد و متن و جدى باشد. كسانى كه در هر محفلو مجلسى لب به شوخى باز مى كنند و سخنان مضحك به زبان مى آورند و ديگران را مى خندانند، پيدا است كه وقار و متانت ندارندو افرادى جلف و سبك مغز هستند.
امام عليه السلام ، در جاى ديگرى ، هنگامى براى فرزندان گرامى خود،امام حسن مجتبى )ع ) وصيتنامه مى نويسد، او را به شدت از شوخى كردن بر حذر مى كند.

 امام (ع ) به فرزند خود مى فرمايد نه تنها خودت ، هيچگاه در حضور مردم شوخى مكن و حرفهاى خنده آور مزن ، بلكه حرفهاى خنده آور ديگران را هم نقل مكن . چون اين كار، باعث سبكى و جلفى مى شود و ارزش انسان را از بين ميبرد.
شيخ سعدى نيز به پيروى از امام (ع )، در يكى از شعرهاى خود گفته است :

ز شوخى ، بپرهيز، اى باخرد

که شوخى ، تو را، آبرو مى برد!

ما نيز اگر در اطراف خود دقت كنيم ، خواهيم ديد كه مردم ، كسانى را كه زياد شوخى مى كنند و حرفهاى خنده آور مى زنند.
چندان جدى نمى گيرند و براى آنها ارزش و احترام قائل نمى شوند.
به خاطر همين است كه امام (ع ) فرموده است : وقتى كسى شوخى مى كند مثل آن است كه قسمتى از عقل خود رابيرون ريخته و به دور انداخته است .
معنى اين سخن آن است كه با هر شوخى مقدارى از عقل انسان در نظر مردم از بين مى رود و اگر كسى زياد شوخى كند، مثل آن است كه قسمتهاى زيادترى ازعقل خود را دور ريخته است و در نظر مردم به صورت كسى در آمده كه ديگر در سرش عقل باقى نمانده است.