همت عالى و شكم پرورى
لا تجتمع عزيمه و وليمه خ 241/
ترجمه :همت عالى ،با سورچرانى و شكم پرورى ، سازگار نيست .
شرح : كسى كه صاحب همت عالى است بهشكم پرورى برود، نمى تواند همتعالى داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالى ، و شكم پرورى ، در وجود انسان ، يكجا جمع شده باشد.
زيرا شخص سورچران ، بيش از هر چيز، در بند شكم خوش است ، و تمام فكرو كوشش او صرف آنميشود كه چطور و از چه راهى ، خود را به سفره يى رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاى لذيذ انباشته كند. آشكار است كهچنين كسى ، نه فرصت آن را دارد و نه اصولادر فكر آن است كه ذهن و انديشه اش را در كارهاى با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاى عالى و والا بگيرد، و اراده و همت خودرا در انجام كارهاى با ارزش و انسانى نمايانسازد. شخص شكم پرور و سورچران ، از آغاز صبح ، دائما به اين فكر ميكند كه ظهر، چگونه ناهار لذيذى بدست آورد، و از ظهر بهبعد، ذهن و انديشه اش در اين جهت كار ميكندكه براى شب ، از كجا و چگونه شام چرب و شيرينى فراهم كند. و طبيعى است كه چنين شخصى ، شب هم با اين فكر به بستر ميرود كهصبح ، چه خوراكيهايى سر سفره صبحانهدر انتظارش خواهد بود.
اما كسى كه همت عالى دارد، فكر و ذهنش ، آنقدر مشغولمسائل مهم و كارهاى عالى و انسانى است ، كه اصولا فرصتى براى فكر كردن به شكم پيدا نمى كند. و تازه وقتى هم سر سفرهبنشيند، غذايش ، ساده ترين غذاها خواهد بود.نمونه درخشان اين افراد، خود حضرت على عليه السلام است كه غذايش ، بيشتر اوقات ، چيزى جز نان خالى ، يا نانى همواره باكمى خرما، يا كمى پياز، يا كمى نبوده است. تا جايى كه اگر اندكى بيش از اين برايش غذا مى آورد، به شدت اعتراض ميرد.