ابو الرضا راوندى شرحى بر نهج البلاغه نوشته و علامه مجلسى در
فتن بحار الانوار از اين شرح نقل مىكند اين محقق عاليقدر نسخهاى از نهج البلاغه
را از روى نسخه سيد رضى براى خود نوشت و بعد حواشى و تعليقاتى به رشته تحرير در
آورد.
6- «سعيد بن
هبة اللّه قطب الدين راوندى» متوفى در شوال 573 از فقها و محدثين عصر خود به شمار
بود، او شرحى بر نهج البلاغه نوشته و نام آن را «منهاج البراعه» گذاشته است، بطورى
كه از مقدمه اين شرح معلوم مىگردد، وى نخست خطبه اول نهج البلاغه را شرح و تفسير
كرده و سپس به اين شرح مفصل پرداخته است.
شرح قطب الدين راوندى از شروح معروفى است كه از عصر شارح، مورد
توجّه پويندگان راه نهج البلاغه بوده و شارحين از آن استفاده كردهاند، نگارنده
اين سطور اكنون سه نسخه از اين كتاب را در دست دارد و مدتها روى آن كار كرده و
تحقيق نموده است، انشاء اللّه بزودى چاپ و در دسترس همگان قرار خواهد گرفت.
7- «قطب الدين
محمد بن حسين كيدرى بيهقى» از ادباء و شعراء و محققان معروف قرن ششم هجرى است. او
مردى جليل القدر و دانشمندى بزرگ و اديبى نامور و شاعرى ارجمند بود و به طورى كه
از شرحش بر نهج البلاغه معلوم مىگردد او در بسيارى از علوم تبحر داشته است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ص 281
شرح نهج البلاغه كيدرى مجموعهاى از علوم و معارف اسلامى است
كه در ذيل خطبهها شارح محقق آورده است اين شرح يكى از جامعترين شروح نهج البلاغه
است كه خواندن آن آدمى را به نشاط مىآورد و به حقايق آشنا مىگرداند.
اين شرح كه نامش حدائق الحقائق است هنوز چاپ نشده، و اهل علم و
ادب فقط نامى از آن در كتابها ديده و يا شنيدهاند نگارنده پس از تتبع و تفحص
زياد سه نسخه از اين كتاب را به دست آورده و روى آن تحقيق كرده كه انشاء اللّه به
زودى چاپ خواهد شد.
8- يكى از
مشهورترين شروح نهج البلاغه، شرح «على بن ناصر» است، گويند: على بن ناصر معاصر سيد
رضى جامع نهج البلاغه بوده، و شرحش «اعلام نهج البلاغه» نام دارد. مولف كشف الحجب،
اين مطلب را عنوان كرده و ديگران از وى اين گفته را نقل كردهاند.
از اين كتاب چند نسخه در هندوستان و نجف اشرف هست و نگارنده
عكسى از نسخه رامپور را در دست دارد، و به دقت تمام آن را مورد بررسى و تحقيق قرار
داده است، و اينك براى روشن شدن موضوع، خصوصيات اين كتاب را به نظر محققان نهج
البلاغه مىرساند: كتابى كه به نام اعلام نهج البلاغه در دست هست از آغاز تا پايان
مورد توجه قرار داديم و در مطاوى آن نامى از «على بن ناصر» و يا شخصى ديگر كه اين
كتاب را نوشته باشد مشاهده نكرديم، و زمان تاليف نيز مشخص نيست، و معلوم نيست كه
چرا اين كتاب را به على بن ناصر نسبت دادهاند.
در صفحه دوم اين كتاب، و صفحات ديگر عبارتهائى مانند قال
السيد المصنف زيد علوه ديده مىشود و ظاهرا كتابدار كتابخانه رامپور با ديدن اين
عبارت خيال كرده است مولف اين كتاب معاصر سيد رضى و نامش نيز على بن ناصر است. بنا
بر همين تصور و خيال بدون تحقيق و مطالعه كتاب نام شارح را على بن ناصر و معاصر
سيد رضى دانسته و در اول كتاب گويد: اعلام نهج البلاغه تصنيف علامه ابن ناصر معاصر
سيد رضى كه 23 سال بعد از درگذشت رضى اين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ص 282
شرح را نوشته است و در فهرست كتابخانه رامپور به همين عنوان
ثبت شده است.
«كنتورى» مولف
كشف الحجب بدون مطالعه كتاب عين عبارات كتابدار كتابخانه رامپور را در كتاب كشف
الحجب نقل كرده و آن را به على بن ناصر نسبت داده است، گروهى نيز به گفتههاى
كنتورى اعتماد كرده و در كتابهاى خود به سخنان او توجه كرده و على بن ناصر را
اولين شارح نهج البلاغه مىدانند.
اينك به دلائلى كه در اين جا ذكر مىشود اين كتاب اولين شرح
نهج البلاغه نبوده و شارح نيز شناخته نيست، نخست اين كه در برگ اول كتاب از «امام
احمد بن محمد وبرى» روايت مىكند، و اين وبرى به طورى كه قبلا نوشتيم معاصر بيهقى
و از علماى قرن ششم مىباشد. در برگ 37 گويد: قال السيد المصنف رحمه اللّه، از اين
عبارت معلوم است كه شارح معاصر سيد رضى نبوده و در برگ 36 گويد: قال بعض الشارحين
از اين جا نيز معلوم است كه وى اولين شارح نيست، و در چند مورد نيز از سيد رضى
(رضوان اللّه عليه) روايت مىكند.
به نظر نگارنده، اين كتاب را نمىتوان شرح نهج البلاغه ناميد،
اين مجموعهايست از حواشى بر نهج البلاغه گويا عالمى جليل القدر كه نهج البلاغه را
مطالعه مىكرده تفسير بعضى از لغات و الفاظ مشكله را از حواشى نسخ نهج البلاغه گرد
آورده، و از نسخه سيد رضى نيز استفاده كرده و اين اثر در قرن ششم و يا هفتم تاليف
شده است، و ما روى اين نسخه كار كردهايم و انشاء اللّه به زودى چاپ خواهد شد.
9- «عز الدين
عبد الحميد بن ابى الحديد» در سال 586 در مدائن متولد شد و در بغداد كه در آن ايام
از مراكز مهم علم و ادب و سياست بود دانش و كمال آموخت و پس از اندكى، جائى براى
خود در محافل اهل علم و ادب باز كرد و توجه محافل ادبى و علمى و سياسى بغداد را
جلب نمود.
از اين دانشمند بزرگ و اديب عاليقدر و مورخ بى نظير كه جامع
همه علوم و معارف اسلامى بود آثار زيادى از نظم و نثر در دست هست كه هر يك از آنها
مبين اطلاعات وسيع و احاطه او به مسائل و موضوعات مذهبى مىباشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ص 283
يكى از آثار جاودانى و پر ارزش ابن ابى الحديد شرح نهج البلاغه
است كه آن را در سال 644 به نام «مؤيد الدين ابو طالب محمد بن احمد علقمى» وزير
معتصم عباسى آخرين خليفه بنى عباس تاليف كرد و به او هديه نمود.
ابن ابى الحديد به طورى كه خودش گفته چهار سال و هشت ماه به
اندازه زمان خلافت امير المؤمنين (عليه السلام) روى اين شرح كار كرده است، پس از
اتمام كتاب، نسخه را براى ابن علقمى فرستاد و او توسط برادرش موفق الدين، جوائزى
را براى شارح فرستاد و از او تجليل كرد.
شرح ابن ابى الحديد جامعترين و مشروحترين شروح نهج البلاغه
است، و مانند دريائى موّاج است كه در آن همه گونه گوهرهاى ارزنده به دست مىآيد،
اين شرح مجموعه بزرگى است از ادب، تاريخ، عقايد مباحثات كلامى و احتجاجات و
مناظرات و حوادث و وقايع قرن نخستين اسلام اين كتاب از موفقترين كتب اسلامى است و
مكرر در ايران و مصر و بيروت چاپ شده است.
10- «كمال
الدّين عبد الرّحمان بن محمد عتائقى حلّى» از علماء و دانشمندان بزرگ عصر خود بود،
و علوم و فنون زمان خود را بخوبى فرا گرفت، آثار او هم اكنون در نجف اشرف در خزانه
علوى موجود است و خط او در اين آثار كه در سال 732 نوشته شده ديده مىشود.
يكى از آثار او شرح نهج البلاغه است، مولف رياض العلماء از او
بسيار تجليل مىكند و گويد: من شرح نهج البلاغه ابن عتائقى را ديدم كه در آن نوشته
شده بود مجلد سوم از شرح نهج تاليف ابن عتائقى و اين نسخه در سال 786 تحرير شده
بود.
شرح ابن عتائقى يكى از شروح معتبر نهج البلاغه است، متاسفانه
اكنون نسخه كامل از آن در دست نيست، و مقدارى از آن در دست محقق دانشمند ابن يوسف
بوده كه در كتاب خود از آن ياد مىكند، و ثلثى از اين شرح نيز در كتابخانه مدرسه
نمازى شهرستان خوى موجود است.
11- «ابو
الفضائل حسن بن محمد صغانى» در سال 577 در لاهور مركز ايالت پنجاب پاكستان متولد
شد، وى پس از تكميل تحصيلات رهسپار بغداد شد و در اين شهر به مطالعه و تحقيق
پرداخت و كتابهاى زيادى در علم لغت و ادب تاليف كرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ص 284
يكى از آثار او شرح نهج البلاغه است كه در فهرست كتاب «تحفة
الأبرار» ذكر شده است، و صاحب رياض از آن نقل مىكند، صغانى پس از مدتى كه در
بغداد و ساير بلاد معروفه به كارهاى علمى مشغول بود در سال 650 درگذشت.
ابو الفضائل صغانى از چغانيان ما وراء النهر بود، و پدرانش از
آن جا به هندوستان مهاجرت كرده بودند او از مشاهير اهل ادب و لغت مىباشد و
گفتههايش در علم لغت و اشتقاق مورد استناد قرار مىگيرد، كتاب مجمع البحرين و
عباب و تكمله و شوارد از آثار ارزنده اين مرد بزرگ است.
12- «جمال
الدين ابو منصور حسن بن يوسف» معروف به «علامه حلّى» از بزرگان فقهاء و متكلمين
شيعه و علماء اماميه و از مشاهير رجال علم و ادب است، علامه حلى بيش از پانصد كتاب
و رساله در فقه، اصول كلام و ادب تاليف كرد كه تعدادى از آنها چاپ شده است.
يكى از آثار اين عالم جليل القدر شرح نهج البلاغه است كه خود
علّامه در كتاب «خلاصة الأقوال» آن را در ضمن آثار و تاليفات خود ذكر مىكند،
كسانى كه در باره نهج البلاغه بحث كردهاند از اين شرح نام بردهاند، و ليكن از
خصوصيات آن اطلاعى در دست نبود.
نگارنده كه چند سال است، پيرامون نهج البلاغه و شروح آن مشغول
تحقيق است عكسى از اين شرح را به دست آورده كه از اول و آخر ناقص است و در آن نامى
از شارح برده نشده است ولى اين شرح در قرن هشتم تاليف شده، و شارح معاصر و ملازم
«خواجه رشيد الدين فضل اله همدانى» بوده است.
اين شرح از خطبه شقشقيه شروع مىشود و در خطبه شماره 52 پايان
مىيابد، و اگر نسخه كامل از اين شرح پيدا شود شايد مشروحترين سرمايه نهج البلاغه
باشد، شارح، نخست خطبه را نقل مىكند و بعد لغات مشكل آن را بيان مىنمايد سپس
اعراب آن را شرح مىدهد و بعد، از فصاحت و بلاغت آن را بيان مىنمايد و بعد مفهوم
خطبه را روشن مىكند.
اين شرح ظاهرا از آثار و تاليفات «علّامه حلّى» است و قراينى
هست كه نسبت اين شرح را به علامه تائيد مىكند زمان تاليف و نگارش كه مقارن با
سال
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ص 285
712 هجرى است و
مصاحبت شارح با رشيد الدين فضل اللّه همدانى نيز مؤيد اين نظريه مىباشد.
13- «كمال
الدين ميثم بن على بحرانى» يكى از علماء و متكلمين عاليقدر است و شهرت وى بىنياز
از هر گونه توصيف است، «ابن ميثم بحرانى» در سال 679 در گذشت اين عالم جليل القدر
چند شرح بر نهج البلاغه نوشته كه به شرح كبير و متوسط و صغير معروف هستند.
اين شارح بزرگ شرح خود را به «عطاملك جوينى» وزير معروف هديه
كرد،- شرح ابن ميثم يكى از مشهورترين شروح نهج البلاغه است كه در آن بيشتر به
موضوعات كلامى و فلسفى و ادبى پرداخته و مكرّر چاپ شده است، و دو شرح ديگر هنوز
چاپ نشده و نسخههاى آن موجود است.
14- دانشمند و
محقّق مشهور «افندى» مؤلف رياض العلماء گويد: ابن عتائقى حلّى شارح نهج البلاغه در
شرح خود از شرح نهج البلاغه «قاضى عبد الجبّار» بسيار استفاده كرده و مطالبى از آن
در كتابش نقل مىكند و به گفتههايش استناد مىنمايد.
نگارنده اين مقاله گويد: اين «عبد الجبّار» شناخته نشد و معلوم
نيست در كجا زندگى مىكرده و در چه قرنى بوده، در كتب رجال گروهى بنام عبد الجبّار
در فهرست رجال علم و ادب ذكر شدهاند و معلوم نيست شارح مورد نظر كدام يك از آنها
بوده و در چه زمانى مىزيسته است.
15- «أبو طالب
تاج الدّين» معروف به «ابن السّاعى» از علماء و رجال بغداد بود و در سال 674
درگذشت. او آثار و تأليفات زيادى از خود به جاى گذاشت كه يكى از آنها شرح نهج
البلاغه است، مؤلّف منتخب المختار را از شرح مذكور نقل مىكند.
16- عالم جليل
القدر و شريف بزرگوار «رضى الدّين على بن موسى بن طاوس حلى» از رجال بزرگ علم و
دين و از زهاد و عباد بشمار هستند، از اين عالم زاهد آثار و تأليفات بسيارى از
لوازم و معارف اسلامى به جاى مانده است كه هر يك از آنها در موضوع خود اهميّت
ويژهاى دارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ص 286
يكى از اين آثار ارزنده شرح نهج البلاغه است، و شيخ جليل القدر
حاج ميرزا حسين نورى در خاتمه مستدرك از اين كتاب نام مىبرد، و ليكن از اين شرح و
نسخه آن اطّلاعى در دست نيست و مانند آثار ديگر او از بين رفته است.
17- «محمد بن
عمر فخر الدين رازى» يكى از مشاهير علماى اسلام است. و آثار زيادى از كلام، فلسفه
تفسير قرآن از روى باقى مانده كه هر يك از آنها در موضوع خود مورد استفاده
مىباشد، فخر الدّين رازى در بلاد خراسان و مدارس ما وراء النّهر به تحصيل و كسب
معارف اشتغال داشت.
فخر الدّين پس از مدّتها گردش در شهرها سرانجام در هرات خراسان
رحل اقامت افكند، و در سال 606 در اين شهر در گذشت و قبرش اكنون در بيرون شهر هرات
زيارتگاه است، يكى از آثار او شرح نهج البلاغه مىباشد كه «قفطى» در «آثار
الأحكام» از آن نام برده است.
18- «امام
محمود ملاحمى خوارزمى» يكى از شارحان نهج البلاغه است، على بن زيد بيهقى در كتاب
معارج نهج البلاغه از اين كتاب نام برده و گويد: ملاحمى خوارزمى مشكلات نهج
البلاغه را تفسير كرده و بر الفاظ نادره آن شرحى نوشته است.
19- امام كامل
«سديد الدين محمود بن ميرك رازى» عالمى بزرگ و محققى توانا بوده و در حل مشكلات و
مسائل علمى و ادبى تخصص و تبحر داشته است، يكى از آثار ارزنده او كتابى است در
پيرامون نهج البلاغه، على بن زيد بيهقى در شرح نهج البلاغه از اين اثر ياد مىكند.
20- «سعد الدين
مسعود تفتازانى» از دهكده تفتازان بوده و اين قريه هم اكنون در شمال غربى شهرستان
قوچان كنار مرز ايران و شوروى واقع است، تفتازانى در خوارزم به تحصيل پرداخت و در
علوم ادبى مقام ارجمندى پيدا كرد و كتاب معروف مطول از آثار او مىباشد.
سعد الدين تفتازانى كتابى در شرح نهج البلاغه نوشت و علماء
رجال در شرح حالش از اين شرح نام بردهاند، ولى از نسخه آن اكنون اطلاعى در دست
نيست، وى در سال 792 در شهر سرخس در گذشت و آثارى از علم و ادب از خود به جاى
گذاشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ص 287
21- «امام مؤيد
باللّه يحيى بن حمزه علوى» كه نسبتش به امام هادى عليه السلام مىرسد شرحى بر نهج
البلاغه نوشته و نامش را الديباج المضئى نهاده است، نسخهاى از اين شرح كه در سال
701 تحرير شده است در كتابخانه شيخ محمد سماوى در نجف اشرف مىباشد.
22- شيخ ابو
الفضل يحيى بن ابى طّى بخارى» در سال 575 در حلب متولد شد و در حالى كه به تجارت
مشغول بود به فرا گرفتن علوم و معارف نيز پرداخت او شاعرى عاليقدر بود و با سلاطين
ايوبى رفت و آمد داشت و آنان را مدح مىكرد.
اين عالم بزرگ فقه را از ابن شهر آشوب آموخت و مذهب شيعه را قبول
كرد، و در اصول و علم قرائت نيز مقام شامخى پيدا كرد، و آثار زيادى از خود به جاى
گذاشت، يكى از تاليفات او شرح نهج البلاغه است كه در شش مجلد نوشته بود او در سال
630 در گذشت.
الذريعة تاليف علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى الغدير تأليف علامه
شيخ امينى معارج نهج البلاغه تاليف على بن زيد بيهقى منهاج البراعه تاليف قطب
الدين راوندى حدائق الحقائق تاليف قطب الدين كيدرى