شرح بر صد كلمه أمير المؤمنين
مقدمة مترجم
ابن ميثم كيست ؟
مقدمه مصحح
تصنيفات شارح
در گذشت ابن ميثم
شاگردان ابن ميثم
سخنى پيرامون اين شرح
حسن اتّفاق
مقدمه مترجم
بخش اوّل در مقدّماتى است كه براى اثبات مقصود قبلا بايد ذكر شود
فصل اول در نفس حيوانى و متعلقات آن مىباشد
بحث نخست تحقيق درباره نفس حيوانى و گفتارى مختصر در دليل موجود بودن آن است .
بحث دوّم در ماهيّت ادراك است
بحث سوّم در حواسّ ظاهرى پنجگانه است
بايد بدانى كه اين نيروهاى پنجگانه داراى دو حكم كلى هستند :
بحث چهارم در حواس باطنى است اين حواس نيز پنج تاست :
أوّل حس مشترك است
بر وجود حس مشترك دو دليل داريم :
دليل أوّل
دليل دوّم
دومين نيروى باطنى ، خيال است
سوّم قوه واهمه است
چهارم قوّه حافظه است
پنجم قوّه متخيّله است [ 7 ] ( متصرّفه )
بحث پنجم : در نيروهايى است كه موجب حركت ارادى مىشوند
بحث ششم : در ارواحى است كه اين نيروها را حمل مىكند
فصل دوّم در نفس انسانى و فلكى و در آن بحثهايى است
بحث اوّل : در ماهيّت نفس انسانى و حيوانى و دلايل هستى آن دو مىباشد .
بحث دوّم : در نيروهاى نفس انسانى است
بحث سوّم در كمالات عقلى انسانى است
بحث چهارم در شرح مختصرى بر اصول فضايل اخلاقى است
امّا اصول فضيلتهاى اخلاقى [ 4 ]
امّا فضايلى كه از شاخههاى حكمت است
فضايلى كه مندرج در نيروى پاكدامنى است
فضايلى كه از شاخههاى شجاعت است
فضايلى كه در صفت بخشندگى مندرج است
فضايلى كه در عدالت مندرج است
فصل سوّم در حالات نفس پس از جدا شدن از بدن است و در آن بحثهايى است
بحث اوّل : در اين است كه نفس از فاسد شدن تن باقى است
بحث دوّم : در توضيح ماهيت خوشبختى و بدبختى است
بحث سوّم در اثبات لذّت عقلانى براى ارواح آدمى است
بحث چهارم در درجات خوشبختان و مراتب بدبختان است
فصل چهارم در اشاره كردن به پارهاى از حالات رهروان به سوى خداوند تعالى و آدميزادگانى است كه به حضرت حق رسيدهاند و در آن بحثهايى است
بحث أوّل در توضيح كسى كه زاهد ، عابد ، عارف ، ناميده شده است
بحث دوّم : در اين است كه زهد و عبادت چگونه به خواسته اصلى مىرسانند
بحث سوّم در مقصود شخص غير عارف از زهد و عبادت و هدف عارف از آن دو و عرفانش مىباشد
بحث چهارم در مراتب حركات عارفان است
بحث پنجم در أحكام عارفان و اخلاق ايشان است
فصل پنجم در شرح احكام ديگرى كه براى نفوس كامله است و اشاره به اسباب آنهاست و در آن دو بحث است
بحث نخست [ 1 ] : در قدرت بر خبر دادن از امور غيبى و علّت آن مىباشد
امّا بيان سبب وقوع خبرهاى غيبى بطور تفصيل بر دو مقدّمه نهاده شده است .
مقدّمه اوّل
مقدّمه دوّم : اين است كه نيروهاى آدمى قدرت دارند كه از آن مقدّمات علوم را به دست آورند
توضيح آن با آوردن مقدّماتى است .
مقدّمه اوّل
مقدمه دوّم
مقدّمه سوّم
مقدّمه چهارم
مقدّمه پنجم
تذنيب
بحث دوّم در اين است كه نفوس انسانى مىتواند عادتها را بشكند و كار خلاف عادت انجام دهد
بخش دوّم در مقاصد است و در آن چند فصل مىباشد
فصل اوّل در مباحثى است كه تعلّق به عقل و دانش و جهل و پندار و دقّت دارد
كلمه نخست گفتار امير مؤمنان ( ع ) است : لو كشف الغطا ما ازددت يقينا .
كلمه دوّم گفتار حضرت امير ( ع ) است : مردمان خفتگانند و چون بميرند بيدار شوند .
كلمه سوّم گفتار آن حضرت عليه السلام : من عرف نفسه فقد عرف ربّه .
كلمه چهارم گفتار آن حضرت ( ع ) : ما هلك امرؤ عرف قدره
كلمه پنجم گفتار آن حضرت ( ع ) : رحم اللّه امرء عرف قدره و لم يتعّد طوره
كلمه ششم قوله ( ع ) قيمة كل امرء ما يحسنه [ 25 ]
كلمه هفتم قوله ( ع ) : النّاس ابناء ما يحسنون .
كلمه هشتم گفتار آن حضرت ( ع ) است : المرء مخبوء تحت لسانه
كلمه نهم گفتار آن حضرت ( ع ) است : الشرف بالعقل و الادب لا بالحسب و النسب
مال و ثروت به دو دليل جاويد نيست :
كلمه دهم گفتار آن حضرت ( ع ) است : لا تنظر الى من قال و انظر الى ما قال :
كلمه يازدهم گفتار آن حضرت ( ع ) است : اذا تم العقل نقص الكلام
كلمه دوازدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا داء اعيا من الجهل
كلمه سيزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا مرض اضنى من قلّة العقل .
كلمه چهاردهم گفتار آن حضرت ( ع ) : نعمة الجاهل كروضة في مزبلة :
كلمه پانزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : اغنى الغنى العقل .
كلمه شانزدهم احمق الحمق الفقر
كلمه هفدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : افقر الفقر الحمق
كلمه هجدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الحكمة ضالة المؤمن
كلمه نوزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : المرء عدّو ما جهله
كلمه بيستم گفتار آن حضرت ( ع ) : قلب الاحمق في فيه و لسان العاقل وراء قلبه
كلمه بيست و يكم گفتار آن حضرت ( ع ) : ظنّ العاقل كهانة
كلمه بيست و دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : من نظر اعتبر
فصل دوّم در مباحثى است كه به اخلاق پسنديده و پست و آدابى كه به آنها وابسته است تعلق دارد .
كلمه نخست گفتار آن حضرت ( ع ) : من عذب لسانه كثر اخوانه :
كلمه دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : من لان عوده كثفت اغصانه
كلمه سوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : بشّر مال النجيل بحادث او وارث .
كلمه چهارم گفتار آن حضرت ( ع ) : النّاس بزمانهم اشبه منهم بابائهم .
كلمه پنجم گفتار آن حضرت ( ع ) : اكرم الحسب حسن الخلق .
كلمه ششم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا ظفر مع البغى .
كلمه هفتم گفتار آن حضرت ( ع ) : لاثناء مع كبر .
كلمه هشتم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا برّ مع شحّ .
كلمه نهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا اجتناب محرم مع حرص .
كلمه دهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا راحة مع حسد .
كلمه يازدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا زيارة مع زعارة .
كلمه دوازدهم گفتار آن حضرت ( ع ) لا مروّة لكذوب .
كلمه سيزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا وفاء لملول .
كلمه چهاردهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا كرم اعزّ من التقى
كلمه پانزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا معقل احصن من الورع
كلمه شانزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : نفاق المرء ذلّة :
كلمه هفدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الجزع أتعب من الصبر .
كلمه هجدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الذّل مع الطمع .
كلمه نوزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الحرمان مع الحرص .
كلمه بيستم گفتار آن حضرت ( ع ) : عبد الشهوة اذل من عبد الرّق .
كلمه بيست و يكم گفتار آن حضرت ( ع ) : الحاسد مغتاظ على من لا ذنب له .
كلمه بيست و دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : منع الموجود سوء الظّن بالمعبود .
كلمه بيست و سوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : العداوة شغل القلب .
كلمه بيست و چهارم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا حياء لحريص .
كلمه بيست و پنجم گفتار آن حضرت ( ع ) : البخل جامع لمساوى العيوب
كلمه بيست و ششم گفتار آن حضرت ( ع ) : كثرة الوفاق نفاق و كثرة الخلاف شقاق .
كلمه بيست و هفتم گفتار آن حضرت ( ع ) : البغي سائق الى الحين .
كلمه بيست و هشتم گفتار آن حضرت ( ع ) : اوحش الوحشة العجب .
كلمه بيست و نهم گفتار آن حضرت ( ع ) : اذا قدرت على عدوّك فاجعل العفو عنه شكرا للقدرة عليه .
كلمه سى ام گفتار آن حضرت ( ع ) : البخيل مستعجل الفقر يعيش في الدنيا عيش الفقرا و يحاسب في الآخرة حساب الأغنياء .
كلمه سى و يكم گفتار آن حضرت ( ع ) : لسانك يقتضيك ما عودّته .
كلمه سى و دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا صحّة مع النّهم .
فصل سوّم در مباحثى است كه به آداب و موعظهها و حكمتهاى خير خواهانه مربوط است
كلمه نخست گفتار آن حضرت ( ع ) : اكرم النسب حسن الادب .
كلمه دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : بالبرّ يستعبد الحرّ .
كلمه سوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : الجزع عند البلاء تمام المحنة .
كلمه چهارم گفتار آن حضرت ( ع ) : رحم اللّه امرء قال خيرا فغنم او سكت فسلم .
توضيح ستايش سكوت از چند جهت مىباشد :
كلمه پنجم گفتار آن حضرت ( ع ) : الاعتذار تذكير با الّذنب .
كلمه ششم گفتار آن حضرت ( ع ) : النصح بين الملاء تقريع .
كلمه هفتم گفتار آن حضرت ( ع ) : الشّفيع جناح الطالب
كلمه هشتم گفتار آن حضرت ( ع ) : المسؤول حرّ حتى يعد
كلمه نهم گفتار آن حضرت ( ع ) : اكبر الاعداء اخفاهم مكيدة
كلمه دهم گفتار آن حضرت ( ع ) من طلب ما لا يعنيه فاته ما يعنيه .
كلمه يازدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : السّامع للغيبة احد المغتابين .
كلمه دوازدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الرّاحة مع اليأس .
كلمه سيزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : من كثر مزاحه لم يخل من حقد عليه او استخفاف به .
كلمه چهاردهم گفتار آن حضرت ( ع ) : كفى بالظّفر شفيعا للمذنب .
كلمه پانزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : رب ساع فيها يضره .
كلمه شانزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : روحوا القلوب فانّ القلب اذا اكره اعمى .
كلمه هفدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الادب صورة العقل .
كلمه هجدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : اليأس حرّ و الرّجاء عبد .
كلمه نوزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : من لانت اسافله صلبت اعاليه .
كلمه بيستم گفتار آن حضرت ( ع ) : من طعن في عجانه قلّ حياؤه و بازا لسانه .
كلمه بيست و يكم گفتار آن حضرت ( ع ) : السّعيد من وعظ بغيره .
كلمه بيست و دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : ربّ امل خائب .
كلمه بيست و سوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : ربّ طمع كاذب .
كلمه بيست و چهارم گفتار آن حضرت ( ع ) : ربّ رجاء يودى الى الحرمان .
كلمه بيست و پنجم گفتار آن حضرت ( ع ) : ربّ ارباح
كلمه بيست و ششمگفتار آن حضرت ( ع ) : في كلّ اكل غصّة ، و مع كلّ جرعة شرقة .
كلمه بيست و هفتم و بيست و هشتم گفتار آن حضرت ( ع ) : اذا حلت المقادير ضلّت التدابير . و اذا حلّ القدر بطل الحذر .
كلمه بيست و نهم گفتار آن حضرت ( ع ) : ليس العجب ممّن هلك كيف هلك انّما العجب ممن نجا كيف نجا .
كلمه سىام گفتار آن حضرت ( ع ) : الاحسان يقطع اللّسان .
كلمه سى و يكم گفتار آن حضرت ( ع ) : احذروا نفار النّعم فما كلّ شارد بمردود .
كلمه سى و دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : اذا وصلت اليكم اطراف النّعم فلا تنفّروا اقصاها بقلّة الشكر .
كلمه سى و سوّم گفتار امام عليه السلام : اكثر مصارع العقول تحت بروق الاطماع
كلمه سى و چهارم گفتار امام عليه السلام : من ابدى صفحته للخلق هلك .
كلمه سى و پنجم گفتار آن حضرت عليه السلام : اذا املقتم فتاجروا اللّه بالصدقه :
كلمه سى و ششم گفتار آن حضرت عليه السلام من جرى في عنان امله عثر باجله :
كلمه سى و هفتم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا تتكل على المنى فانّها بضائع النوكى
كلمه سى و هشتم گفتار آن حضرت عليه السلام لا شرف اعلى من الاسلام
كلمه سى و نهم گفتار امام عليه السلام : لا شفيع انجح من التّوبة ،
كلمه چهلم گفتار امام عليه السلام : لا لباس اجمل من العافية
كلمه چهل و يكم گفتار امام عليه السلام است : لا صواب مع ترك المشورة
كلمه چهل و دوّم گفتار امام عليه السلام : لا محبّة مع مراء
كلمه چهل و سوّم گفتار امام عليه السلام : لا سودد مع انتقام
كلمه چهل و چهارم گفتار امام عليه السلام : لا شرف مع سوء الادب
كلمه چهل و پنجم گفتار امام عليه السلام : ما اضمر احدكم شيئا الا اظهره اللّه في فلتات لسانه و صفحات وجهه :
كلمه چهل و ششم گفتار امام عليه السلام : اللّهمّ اغفر لنا دفرات الالحاظ ، و سقطات الالفاظ ، و هفوات اللسان ، و سهوات الجنان .
بخش سوّم در لواحق و تتّمههاست
فصل اوّل در توضيح اين مطلب است كه على عليه السلام داراى همه فضايل انسانى مىباشد
نخستين بحث در توضيح كمال آن حضرت بر حسب قوّه نظرى است .
1 مقام اوّل اين است كه على عليه السلام پس از پيامبر خدا ( ص ) استاد بشر بوده است .
مقام دوّم : اين كه آن حضرت بعد از پيامبر خدا ( ص ) سرور عارفان بوده است .
بحث دوّم در توضيح اين مطلب است كه على عليه السلام در قوه عملى كامل بوده است .
بخش دوّم و سوّم از اقسام حكمت ، دو حكمت مربوط به منزل و سياست است
فصل دوّم در توضيح آگاه بودن على عليه السلام بر امور پنهانى و قدرت داشتن بر انجام كارهاى خارق العاده
نخستين بحث در مطلع بودن آن حضرت ( ع ) بر امور نهانى است
حكم اوّل آنچه حضرت ( ع ) از وقوع آن درباره عبيد اله بن زياد حكم فرمود .
حكم دوّم :
حكم سوّم :
حكم چهارم :
حكم پنجم :
حكم ششم :
حكم هفتم :
حكم هشتم :
حكم نهم :
حكم دهم :
بحث دوّم در توضيح توانايى آن حضرت بر كارهاى خارق العاده
نشانه نخست
نشانه دوّم
نشانه سوّم
نشانه چهارم
نشانه پنجم
نشانه ششم
نشانه هفتم
نشانه هشتم
نشانه نهم
نشانه درهم
شرح شيواى عبد الوهاب بر سخنان امير المومنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام
مقدمة المؤلف
1 امير مؤمنان عليه السلام فرمود : لو كشف الغطاء [ 3 ] عنى ما ازددت يقينا [ 4 ]
2 امير مؤمنان عليه السلام فرمود : النّاس نيام ، اذا ماتوا انتبهوا
3 الناس بزمانهم اشبه منهم بآبائهم
4 ما هلك امرو عرف قدره
5 قيمة كل امرئ ما يحسنه .
6 من عرف نفسه فقد عرف ربه .
7 المرء مخبو تحت لسانه
8 بالبر يستعد الحر ،
9 من عذب لسانه كثر اخوانه .
10 بشّر مال البخيل بحادث او وارث
11 لا تنظر الى من قال و انظر الى ما قال .
12 الجزع عند البلاء تمام المحنة
13 لا ظفر مع البغى
14 لا ثناء مع الكبر .
15 لا برّ مع الشّح
16 لا صحّة مع النهم
17 . لا شرف مع سوء الادب
18 لا اجتناب من محرّم مع حرص .
19 لا راحة مع الحسد .
20 لا محبة مع مراء .
21 . لا سؤدد مع انتقام ،
22 لا زيارة مع زعارة .
23 لا صواب مع ترك المشورة .
24 لا مروّة لكذوب .
25 لا وفاء لملول .
26 لا كرم اعزّ من التّقوى .
27 لا شرف اعز من [ 31 ] الاسلام .
29 لا شفيع انجح من التّوبة .
30 لا لباس اجمل من السّلامة .
31 لا داء اعيا من الجهل .
32 لا مرض اضنى من قلّة العقل .
33 لسانك يقتضيك ما عوّدته .
34 المرء عدو لما جهله .
35 رحم اللّه امرء عرف قدره و لم يتّعد طوره .
36 اعادة الاعتذار تذكير للّذنب .
37 النصّح بين الملاء تقريع .
38 اذا تمّ العقل نقص الكلام .
39 الشفيع جناح الطّالب .
40 نفاق المرء ذلّة .
41 نعمة الجاهل كروضة في مزبلة .
42 الجزع عند المصيبة اتعب من الصّبر .
43 المسئول حرّ حتى يعد ،
44 اكبر الاعداء اخفاهم مكيدة .
45 من طلب ما لا يعنيه فاته ما يعنيه .
46 السّامع للغيبة احد ( المغتابين )
47 الذّل مع الطمع ، و العز مع القنع ، خذ القنع ، و دع الطمع .
48 الراحة مع اليأس
49 الحرمان مع الحرص .
50 من كثر مزاحه لم يخل من حقد عليه او استخفاف به .
51 عبد الشهوة اذّل من عبد الرّق .
52 الحاسد مغتاظ على من لا ذنب له .
53 كفى بالظّفر شفيعا للمذنب .
54 ربّ ساع يسعى فيها يضره .
55 اليأس حر و الرجاء عبد .
56 ظنّ العاقل كهانة .
57 من نظر اعتبر .
58 العداوة شغل شاغل .
59 القلب اذا اكره عمى .
60 الادب صورة العقل .
61 لا تتكل على المنى فانّها بضائع النّوكى
62 لا حياء لحريص .
63 من لانت اسافله صلبت اعاليه .
64 من اوتى في عجانه قلّ حياؤه و بذاء لسانه .
65 السعيد من وعظ بغيره .
66 الشّر جامع لمساوى العيوب .
67 الحكمة ضالة المؤمن .
68 كثرة الوفاق نفاق و كثرة الخلاف شقاق .
69 ربّ امل خائب .
70 و 71 ربّ رجاء يؤدّى الى الحرمان ، و ربّ ربح [ 62 ] يؤدّى الى الخسران .
72 ربّ طمع كاذب .
73 البغى سائق الى الحين .
74 فى كلّ جرعة شرقة و مع كلّ اكله غصّة .
75 من كثر فكره فى العواقب لم يشجع .
76 اذا حلّ القدر بطل الحذر . 77 اذا حلت التقادير ضلت التدابير
78 الاحسان يقطع اللسان
79 الشرف بالفضل و الأدب لا بالاصل و النسب .
80 افقر الفقر الحمق
81 و 82 اكرم الادب حسن الخلق ، و اكرم النّسب حسن الادب .
83 اوحش الوحشة العجب .
84 اغنى الغنى العقل .
85 الطامع فى وثاق الذّل .
86 احذروا نفار النّعم فما كل شارد بمردود .
87 اكثر مصارع العقول تحت بروق الاطماع .
88 من ابدى صفحته للحق ملك و من اعرض عن الحّق هلك .
89 اذا املقتم فتاجروا للّه بالصدقة .
90 من لان عوده كثرت اغصانه ،
91 قلب الاحمق فى فمه .
92 لسان العاقل فى قلبه .
93 من جرى فى عنان امله عثر باجله .
94 اذا وصلت اليكم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقلّة الشّكر .
95 اذا قدرت على عدوك فاجعل العفو شكر القدرة عليه .
96 ما اضمر احد شيئا الاّ ظهر فى فلتات لسانه و صفحات وجهه .
97 البخيل مستعجل الفقر يعيش فى الدّنيا عيش الفقرا ، و يحاسب فى الآخرة حساب الاغنياء .
98 لسان العاقل وراء قلبه .
99 قلب الاحمق وراء لسانه .
100 اللّهم اغفر رمزات اللحاظ ، و سقطات الالفاظ ، و شهوات الجنان ، و هفوات اللسان .