اهل بيت در نهج البلاغه

اهل بيت در نهج البلاغه

نوشته: صائب عبدالحميد

ترجمه: عبدالله امينى

نصوص امامت در نهج البلاغه

اهميت تشريعى - عقيدتى امامت، تنها علت و انگيزه بيان اين همه روايت در سخنان و خطبه‏هاى امام على‏عليه السلام نيست، بلكه واقعيت تاريخى كه از دو سو - يعنى مفهوم عقيدتى و مصداق واقعى امامت - اين موضوع را در برگرفته، نقش بسيارى در تلاش براى كشف اين امر و روشن كردن اهميت و مشخص نمودن مصاديق امامت داشته است; به گونه‏اى كه تمامى ابزار و روش‏هاى استوار كردن مطلب و دقت نظر و تاكيد و تمركز به كار گرفته شده و با شرح و توضيح مفصل، از عاقبت غفلت و پيمودن راهى ديگر، بيم و هشدار بسيار داده شده است.

نخست آن كه اميرمؤمنان در ايام خلافتش، مقابل گروهى از امت مى‏ايستاد[و مسايل را به طور شفاف توضيح مى‏داد ]امتى كه در بسيارى از امور مهم، دچار سر درگمى شده و مفاهيم براى آنها مغشوش و درهم و برهم شده بود، تا آن اندازه كه دچار وحشت و سرگردانى شده بودند. به رغم آن كه زمان چندان[از حيات پيغمبر] نگذشته بود و بسيارى از افراد، پيامبرصلى الله عليه وآله را ديده و سخنان زيادى از او شنيده بودند - كه آنان را از سرگشتگى و سرگردانى در كار خود مى‏رهاند - اما آن روزها، بلكه آن سال‏ها اين ويژگى را داشت كه بسيار مه‏آلود بود و صورت شفاف مسايل را مى‏پوشاند.

امام در برابر اينان كه زير پرچم او مى‏جنگيدند، مى‏ايستاد[و ناگزير به اداى توضيحات بود ]زيرا بسيارى از نيازها و شرايط بودن زير پرچم امام - كه شايسته بود بدانند - از فهمشان پوشيده مانده بود، آن چنان كه گاه برخى در اين امر دچار ترديد مى‏شدند، يا با اولويتى ديگر آن را برابر مى‏شمردند.

امام‏عليه السلام با تاسف و افسوس فراوان در مقابل آنها مى‏ايستاد و برايشان خطبه مى‏خواند و از خود و اهل بيتش سخن مى‏گفت، تا آنچه را از خاطرشان فراموش شده بود، به يادشان بياورد. آنجا كه مى‏فرمود:

«پس، كجا مى‏رويد و كى باز مى‏گرديد؟! و حال آن كه علامت‏ها برپا و دليل‏ها هويدا و نشانه‏ها پا برجاست. گمراهى تا كجا؟! سرگشتگى تا كى و چرا؟ در حالى كه خاندان پيامبرتان ميان شمايند كه زمامداران حق و يقين و پيشوايان دين هستند و با گفتار راست قرين‏اند. پس هم چون قرآن، حرمت آنان را به خوبى در دل نگه داريد و چون شتران تشنه كه به آبشخور مى‏روند، روى به آنان آريد!.» (1)

اينها واژه‏هايى شگفت آور و سخنانى رسا هستند كه معانى آن بى عيب و نقص بوده و از غفلت عموم مردم از مبادى اصيل رسالت اسلام، پرده برمى دارد.