شناخت شناسى فکر وفرهنگ امير المومنين

 سيّد جمال الدّين دين پرور

با تشكر از دانشمندان و انديشمندان، كه از داخل و خارج كشور، دعوت «بنياد نهج البلاغه» را اجابت فرمودند، و براى شركت در مراسم «سوّمين كنگره هزاره نهج البلاغه» به سرزمين شهيدستان ما، تشريف آوردند، و نيز ديگر برادران و خواهرانى كه در اين كنگره شركت كردند، فرصت را مغتنم شمرده زاد روز ولادت مولاى متّقيان امير مؤمنان على بن ابي طالب (سلام اللّه عليه) را تبريك و تهنيت مى‏گويم، و اميدوارم از پرتو نام مقدّس آن حضرت بتوانيم راه آن بزرگوار را ادامه دهيم و مسلمانانى راستين باشيم.

در اينجا مناسب مى‏بينم جمله‏اى از پيام امام بزرگوارمان كه بمناسبت «اوّلين كنگره هزاره نهج البلاغه»، در يك بيان خاصّى ارائه فرمودند و ما را به سوى مقام قدس علوى رهنمون شدند، بعرض شما برسانم. امام در قسمتى از پيامشان فرمودند: «كدام شخصيّت مى‏تواند ادّعا كند كه عبد اللّه است و از همه عبوديّتها بريده است، جز انبياء عظام و اولياء معظّم (كه على عليه السلام آن عبد وارسته از غير و پيوسته به دوست كه حجب نور و ظلمت را دريده و به معدن عظمت رسيده است در صف مقدم است) و كدام شخصيّت است كه مى‏تواند ادّعا كند از خردسالى تا آخر عمر رسول‏اكرم (ص) در دامن و پناه و تحت تربيت روحى و حامل آن بوده است، جز على بن ابي طالب كه وحى و تربيت صاحب وحى در اعماق روح و جان او ريشه دوانده پس او بحق عبد اللّه است و پرورش يافته عبد اللّه اعظم است».

اين سخن امام، منبع الهام بخشى است براى ما كه نسبت به مقام مقدّس علوى بيش از پيش عنايت كنيم، و از فضائل و علومى كه در نهج البلاغه شريف، با بيان رسا و ملكوتيش به ما القاء فرموده استفاده نمائيم.

تجليل از مقام مقدس آن حضرت به اين است كه سخنان آن بزرگوار و فكر و فرهنگ آن عزيز و راه و برنامه آن بزرگوار را بشناسيم، و آن چنان كه بايد عمل كنيم، و در كتاب عظيم نهج البلاغه كه دريائى از معارف و عرفان و حقايق و درسهاى زندگى در همه زمينه‏هاست، غوطه‏ور شويم و تحقيق كنيم و محصول آن تحقيق و مطالعاتمان را به صحنه عمل و جامعه منتقل سازيم تا جامعه در مسير ارشادات آن بزرگوار قرار گيرد.

در واقع كتاب نهج البلاغه، آئينه‏اى از آن وجود مقدس است و ما كه هم اكنون اين كتاب را در ميان خود مى‏بينيم، گوئى امام را در صحنه و در جامعه داريم، پس بايد اين كتاب را همچون آن حضرت مورد پيروى قرار دهيم.

در اينجا باز جمله ديگرى را از كلمات «امام امت» كه الهام بخش و خط دهنده و تحول بخش در فرهنگ و جامعه ماست نقل ميكنم. ايشان فرمودند: «امّا كتاب نهج البلاغه كه نازله روح اوست براى تعليم و تربيت ما خفتگان در بستر منيّت و در حجاب خود و خودخواهى، خود معجونى است براى شفا، و مرهمى است براى دردهاى فردى و اجتماعى و مجموعه‏ايست داراى ابعادى به اندازه ابعاد يك انسان و يك جامعه بزرگ انسانى از زمان صدور آن تا هر چه تاريخ به پيش رود، و هر چه جامعه‏ها بوجود آيد و دولتها و ملّتها متحقق شوند، و هر قدر متفكّران و فيلسوفان و محقّقان بيايند و در آن غور كنند و غرق شوند» آرى در شرائطى كه بعضى از مغرضين و يا ناآگاهان، در باره نهج البلاغه، و انتساب آن به مولاى متّقيان تشكيك مى‏كردند و مى‏كوشيدند تا اين كتاب عظيم رااز جامعه بشرى بگيرند و بگوشه انزوا بيافكنند، رهبر انقلاب بعنوان يك مربى و بعنوان يك كارشناس كه از روح اين كتاب مطّلع است، اين چنين پيرامون نهج البلاغه سخن مى‏گويد. لذا بايد در پرتو پيام حياتبخش امام عزيزمان، جامعه ما به سوى اين كتاب گرايش پيدا كرده و به طرف آن حركت كند. اكنون جامعه ما مى‏تواند از اين كتاب استفاده كند، و معارف عالى و ناب و اصيل آن را استخراج نمايد، و در جامعه اسلامى ما اين كتاب بايد به صحنه بيايد و همه اقشار جامعه با آن از نزديك آشنا شوند.

براى اين منظور لازم بود تشكيلات و برنامه‏هائى بوجود آيد تا جامعه را متوجّه كند و اين كتاب را در سطح مردم مطرح نمايد. احساس مى‏شد كه بايد از يك راه جالبى كه هم علمى باشد و هم نظرها را متوجه كند وارد شد. براى اين كه در اين زمينه گامهايمان استوار باشد منتظر فرمانى بوديم كه ما را دستور بدهد و از جنبه مولويّت، ما را به اين كار مأمور كند كه باز بحمد اللّه امام در جمله‏اى اين مأموريت را هم به اين تشكيلات واگذار فرمودند.

در همان پيام مى‏خوانيم: «اينك اميد آنست كه شما دانشمندان و متفكران متعهد كه در كنگره ارجمند هزاره نهج البلاغه گرد هم آمده‏ايد ابعاد عرفانى و فلسفى و اخلاقى و تربيتى و اجتماعى و نظامى و فرهنگى و ديگر بعدها را به مقدار ميسور بيان فرماييد، و اين كتاب را به جوامع بشرى معرفى نموده و عرضه داريد كه اين متاعى است كه مشترى آن انسانها و مغزهاى نورانى است» امام، دقيقا اين رسالت و مأموريت را كه «تفسير و تبيين و استخراج معارف نهج البلاغه» است بعهده كنگره گذاشتند و بحمد اللّه با استقبالى كه در همان سال اوّل از ناحيه علما و انديشمندان و نويسندگان و همه اقشار مسلمان و نهادها و ارگانهاى دولتى و غير دولتى بعمل آمد، اين گام بلند برداشته شد. انديشمندان از داخل و خارج شركت نمودند و مقالات و رساله‏هائى تدوين كرده به كنگره تحويل دادند.

در اينجا ذكر نكته‏اى لازم است و آن تهيه دائرة المعارف و موسوعه عظيمى است كه «بتواند ابعاد مختلف نهج البلاغه را تحت موضوعاتى تهيّه و تنظيم كند» و اين كار از عهده يك نفر و ده نفر و بيشتر ساخته نبود، بلكه ايجاب ميكرد يك حركت عظيم علمى در كشورهاى اسلامى ايجاد شود و مقالات و كتابهائى در اين زمينه تهيه شود كه همه آنها داراى سير خاص و منظمى باشد. و از طرفى چون جمع اين انديشمندان بعنوان هيئت تحريريه در يك كشور امكان نداشت، به اين نتيجه رسيديم كه پس از آنكه كل متن نهج البلاغه در ذيل بيش از «سيصد موضوع» فيش بردارى شد، عناوين و موضوعات به دانشمندان داده شود و از آنان دعوت بعمل آيد تا آن موضوعات را مورد بحث و تحقيق قرار دهند، و نتيجه تحقيقات خود را در كنگره عرضه نمايند و سپس از طريق چاپ در اختيار ديگران قرار گيرد.

نكته ديگر «خط مشى كنگره» است. موضوع بسيار جالب، بحث و تبادل نظر اساتيد در يك محيط علمى و تحقيقى، در كنار هم و طرح مسائل در يك سطح بالاى علمى بود كه در پيش برد هدف بسيار مؤثّر افتاده و خواهد افتاد. و مسئله ديگر مشخّص شدن عناوين بحث محقّقين قبل از شركت در كنگره بود كه از ميان بيست موضوع در مسائل اجتماعى و سياسى، خود اساتيد، موضوعاتى را انتخاب نمودند و ارائه فرمودند و موضوعات و مباحث منتخب، اين طور نبود كه يك مبحث خشك علمى باشد كه بى رابطه با مسائل و نيازهاى جامعه است، بلكه مسائلى بود كه دقيقا جوامع اسلامى و مخصوصا جامعه انقلابى خودمان كه مى‏خواهد اركان دولت و حكومت را بر مبناى اسلامى بسازد به آن نياز دارد. و بحمد اللّه اين مقدّمات فراهم شده است.

در پايان از همكارى ارگانها، نهادها مخصوصا وزارت ارشاد اسلامى، وزارت امور خارجه و ساير برادرانى كه در برگزارى اين كنگره ما را كمك كردند تشكر نموده از خداوند متعال توفيق همه كسانى را كه در اين راه با بنياد همكارى مى‏فرمايند خواستارم.

و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته