على و پيامبران

على ، حق پيامبران را بزرگ ميداند و مجاهدت بهت‏انگيز شان را در تبليغ خدا و هدايت مردم محترم ميشمارد و نقش والاى آنها را در استحكام پيمان خدا و مردم بيان ميدارد و انگيزه‏هاى عظيم پيامبرى را برمى‏شمارد و چنين ميفرمايد :

« خداوند از ميان فرزندان آدم پيامبرانش را برگزيد و از

-----------
( 1 ) گفتار 218 نهج البلاغه

آنها در ابلاغ وحى پيمان گرفت و امانت تبليغ رسالت را بدانان سپرد بهنگامى كه مردمان ، پيمان خويش را با خداى دگرگون ساخته و حق خدا را نشناخته و براى او شريكانى قرار داده بودند و اهريمن آنانرا از شناخت خداى بازداشته و از پرستش او دور كرده بود ،

در چنان هنگامه‏اى خداوند ، پيامبرانش را برانگيخت و رسولانى پياپى بسوى مردم بفرستاد تا پيمان خداى را از مردم بخواهند و نعمتهاى فراموش شده الهى را بياد آرند .

پيامبران هم با تبليغ رسالت خويش ، راههاى روشن را بمردم نماياندند و گنجينه‏هاى خردشان را باز گشودند و آيات خداوندى را بمردم نشان دادند آياتى بمانند سقف بلند آسمان كه بر فرازشان سايه انداخته و فرش زمين كه در زير پايشان گسترده شده و بهره‏هاى طبيعى زندگى كه زنده‏شان ميدارد و مرگهائى كه به سراغشان مى‏آيد و بيماريهائى كه پير و فرسوده‏شان مى‏سازد و حوادثى كه پياپى بر آنها فرود مى‏آيد .

و خداوند هرگز بندگانش را بدون رهبر و پيامبر نگذاشت و كتابهاى آسمانى و دلايل روشن و راههاى راست را بر آنها عرضه داشت پيامبرانى كه با پيروان اندك خويش هرگز از تلاشى باز نايستادند و فراوانى دشمنان و دروغ زنان در اراده استوارشان رخنه‏اى وارد نياورد و هر پيامبرى ظهور پيامبر تازه‏اى را بشارت داد و خود با معرفى پيامبر پيشين بدعوت برخاست » 1

-----------
( 1 ) خطبه اول نهج البلاغه

در اينجا امام از پيمان خدا با مردم سخن مى‏گويد پيمانى كه در ژرفاى سرشت خويش با خداى خود بسته‏اند و هر لحظه نياز خود را بخداى بى‏نياز احساس ميكنند .

كه هميشه و همه جا و همه‏گاه به او نيازمندند و حتى يك لحظه از افاضه فيض بيكران او بى‏نياز نيستند و بايد او را بپرستند و بستايند و بدرگاهش نياز و نماز برند ولى اين انسان ظلوم و جهول و جحود ، نعمت خداى را فراموش ميكند و پيمانش را با پروردگارش از ياد ميبرد و اين پيامبرانند كه انسان كجرو كج‏راه و كج‏انديش را دوباره براه مى‏آورند و بر سر پيمان مينهند ، تا راه كمال خويش را باز يابد و بسوى خدا رود و فرمانش را گردن گذارد و از گمرهى باز رهد و براه آيد .

امام از حقيقتى ديگر هم سخن ميگويد و نقش والاى پيامبران را در سازندگى انسان بيان مى‏دارد و ميگويد پيامبران مى‏آيند تا عقول مردم را برانگيزند و استعدادهاى نيرومند بشر را بكار اندازند و اين از بزرگترين خدمات ارزنده پيامبرانست كه تمدنهائى والا و بزرگ و برين و درخشان را پديد مى‏آورند ، زيرا استعدادهاى والاى انسانى كه بر اثر گناه و نادانى و نابخردى فرو خفته و فرو مرده و در زير قشرهائى از تباهى و ستم و تجاوز و ناتوانى و استضعاف مدفون گرديده است در پرتو تلاش پى‏گير پيامبران برميخيزد و زنده ميشود و رستخيزى برپا ميگردد و نيروهاى بالقوه بفعليت مى‏آيد و شراره‏هاى درون انسانى اخگرى ميزند و جهان را

گرم و پرفروغ و روشن مى‏سازد و انسان انسان ميشود و بشر خفته و مرده ، زنده و بيدار ميشود و به علم و عقل و فكر و عمل و تلاش و كار و كوشش ميگرايد و پيمانش را با خداى بياد مى‏آورد و استحكامش مى‏بخشد و خداجوى و خداخواه و خداپرست مى‏گردد و متكامل و نيرومند و پاك و شيفته و كارآمد و پرجهش و جنبش و آگاه و مسئول ميگردد و بخدمت انسان مى‏آيد و آزاد و دادگر و دادخواه و آگاه و انسان‏دوست و بخشنده و فداكار و ايثارگر و دانش دوست و محرك و متحرك ميشود و از اجتماع چنين انسانهاى برخاسته و شوريده و جهش يافته و هدفدارى ، انسانيت باوج ميرسد و تمدنها پا ميگيرد و فرهنگها پديد ميآيد و يگانگيها و دوستيها و هماهنگيها و همرزمى‏ها و همدميها چهره مينمايد ، انسانها يكى ميشوند و توحيد تجلى ميكند و برنامه‏هاى آسمانى اجرا ميشود و تباهيها و ستمكاريها و جهل‏ها و جورها رخت برمى‏بندد نيرومندترين و پيشروترين امتها شكل ميگيرند و در اردوگاه وحدت انسانى فراهم مى‏آيند و هر روز بر زبر قله‏اى والاتر از ستيغهاى منيع تكامل اوج مى‏گيرند و خداوند از پيامبران هم كه بشارتگران و بيم‏رسانان آسمانيند پيمانى استوار ميگيرد تا پيامش را عليرغم همه دشمنى‏ها و كينه توزيهاى ياغيان و طاغوتها ، بمردم برسانند و در رهنمونى انسانها از هيچ فداكارى و تلاشى حتى جان‏بازى و فداكارى دريغ نورزند چنانكه قرآن مجيد فرمايد :

« يادآر هنگامى را كه از پيمبران براى رساندن پيام آسمانى

پيمان گرفتيم و از تو از نوح و ابراهيم و عيسى پسر مريم و از آنها پيمانى استوار گرفتيم » 1 و اين پيامبران ، مردانى پاك و بيگناه و آگاه و فداكارند كه نه تنها دامانشان به پليدى هيچ گناهى آلوده نشده بلكه نژاد آنها نيز پاك است و دودمانشان هرگز بناپاكى شرك و انحراف آلوده نشده و دامان مادرانشان نيز پاك و مقدس و اينانند برگزيدگان خداى پاك كه مردم را بپاكى و ايمان و شرف رهبرى مى‏كنند چنانكه امام ميفرمايد :

« خداوند نطفه آنها را در بهترين نژادهاى پاك پدران و نهاد پاكيزه مادران قرار داد و از دودمان پدران به نهاد مادران انتقال بخشيد و هر كدام از آنها كه رسالت خويش را در دنيا بپايان ميرسانيدند ، پيامبرى ديگر بجاى آنها براهنمائى خلق بر مى خاست » 2 و اين حلقات زنجيره رسالت در طول تاريخ همچنان ادامه مى‏يافت تا نوبت به آخرين و بهترين و برترين پيامبران رسيد .

-----------
( 1 ) قرآن مجيد

-----------
( 2 ) نهج البلاغة