خرما فروش بى‏تدبير

نامه‏اى ديگر كه امام در پاسخ معاويه نوشت اما بعد ، نامه‏ات رسيد و نوشته بودى كه خداوند ، حضرت محمد ( ص ) را به پيامبرى برگزيد و رسالت او را بوسيله ياران وفادارش تأييد كرد ، پس روزگار كار شگفتى از ترا بر ما پنهان داشته كه تو اكنون ميخواهى ما را به امتيازاتى كه خدايمان به آن ممتاز فرموده آگهى دهى و فضيلتى را كه خداوند در بعثت پيامبران بما بخشوده بازگو كنى ، تو در اين كارت همچون خرما فروش بى‏تدبيرى هستى كه خرما را به هجر كه سرزمينى خرما خيز است برد تا بفروشد يا بمانند تير انداز نوآموزى هستى كه بخواهد با مربى ماهر خود مسابقه تيراندازى دهد .

آنگاه رويدادهاى بين من و عثمان را يادآورى كرده‏اى ، اين توئى كه بايد پاسخگوى آن باشى زيرا از خويشاوندان اوئى بنگر كدام يك از ما نسبت به عثمان دشمن‏تريم و مردم را به كشتن او برانگيخته‏ايم ، آيا من كه يارى خود را بر او عرضه داشتم و او باعتماد كمك تو ياريم را نپذيرفت و مرا از اقدام باز داشت ، يا تو كه در پذيرش استمداد عثمان سستى ورزيدى و او را بمرگ كشانيدى و بچنان سرنوشتى دچار كردى ؟

اين را هم بدان كه من هرگز از اعتراضهائى كه بر بدعتها و ناروائيهاى عثمان داشتم پوزش نمى‏خواهم و اگر انتقاد و ارشاد من درباره عثمان به عقيده تو گناه باشد باكى ندارم زيرا بيگناهان بسيارى هستند كه مورد سرزنش قرار ميگيرند .