بيان برهان

پيش از جنگ جمل ، مردم بصره مردى بنام كليب جرمى را به نزد امام فرستادند تا حقيقت حال را درباره اصحاب جمل از حضرت باز پرسد امام او را از جريان كار آگاه كرد و حقانيت خود را ثابت فرمود و به او گفت تا بيعت كند ، كليب گفت تا بسوى مردم بصره بازنگردم كارى نمى‏توانم انجام دهم ، امام به او چنين فرمود :
بمن بگوى اگر اينان كه ترا فرستاده‏اند ، بتو ميگفتند كه برو و زمينى را كه بر آن باران باريده براى ما پيدا كن و تو ميرفتى و سرزمينى پر آب و گياه را پيدا ميكردى و به آنان نشان ميدادى ولى آنها سخن ترا نمى‏شنيدند و بسرزمينى خشك و بى‏آب و گياه روى مى‏آوردند با آنها چه ميكردى ؟
مرد گفت آنها را رها ميكردم و خودم بسرزمين پرآب و گياه مى‏رفتم ، امام فرمود پس دستت را بگشاى و با من بيعت كن مرد گفت بخدا قسم در برابر چنين برهان استوارى توانائى مخالفت نداشتم و با امام عليه السّلام بيعت كردم .
به امام بكرات گفته مى‏شد با چه نيروئى بر همگنانت پيروزى يافتى ، در پاسخ فرمود با هر مردى كه ديدار كردم خودش بياريم برخاست .