ترجمه نهج البلاغه (آيتى)
1 خطبهاى از آن حضرت (ع) در اين خطبه، سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم (ع) است.
2 خطبهاى از آن حضرت (ع) پس از بازگشتش از صفين
3 خطبهاى از آن حضرت (ع) معروف به خطبه شقشقيه
4 خطبهاى از آن حضرت (ع)
5 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه رسول خدا (ص) رحلت كرده بود و، عباس و ابو سفيان بن حرب از او خواستند كه به خلافت با او بيعت كنند.
6 سخنى از آن حضرت (ع) آن گاه كه به او گفتند، از تعقيب طلحه و زبير باز ايستد و بسيج نبرد با ايشان نكند.
7 خطبهاى از آن حضرت (ع)
8 سخنى از آن حضرت (ع) مقصودش زبير است، در حالى كه، مقتضى چنين سخنى بود.
9 سخنى از آن حضرت (ع)
10 خطبهاى از آن حضرت (ع)
11 سخنى از آن حضرت (ع) به پسرش، محمد بن حنفيّه، هنگامى كه در جنگ جمل رايت را به دست او داد.
12 سخنى از آن حضرت (ع) چون خداوند در جنگ جمل پيروزش گردانيد، يكى از ياران گفتش: اى كاش برادرم، فلان، مىبود
13 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش بصره و مردمش
14 سخنى از آن حضرت (ع) در همين معنى
15 سخنى از آن حضرت (ع) در باره زمينهايى كه عثمان در زمان خلافت خود به اين و آن داده بود و امام (ع) آنها را به مسلمانان بازگردانيد.
16 خطبهاى از آن حضرت (ع) هنگامى كه در مدينه با او بيعت كردند.
17 سخنى از آن حضرت (ع) در وصف كسانى كه داورى ميان مردم را به عهده مىگيرند و شايان آن نيستند
18 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش اختلاف علما در فتوا
19 سخنى از آن حضرت (ع) اين سخن خطاب به اشعث بن قيس است.
20 خطبهاى از آن حضرت (ع)
21 خطبهاى از آن حضرت (ع)
22 خطبهاى از آن حضرت (ع)
23 خطبهاى از آن حضرت (ع)
از اين خطبه
24 خطبهاى از آن حضرت (ع)
25 خطبهاى از آن حضرت (ع)
26 خطبهاى از آن حضرت (ع)
27 خطبهاى از آن حضرت (ع)
28 خطبهاى از آن حضرت (ع)
29 خطبهاى از آن حضرت (ع)
30 سخنى از آن حضرت (ع)
31 سخنى از آن حضرت (ع)
32 خطبهاى از آن حضرت (ع)
33 سخنى از آن حضرت (ع)
34 خطبهاى از آن حضرت (ع) آن گاه كه لشكر به جنگ با شاميان بسيج مىكرد
35 خطبهاى از آن حضرت (ع) بعد از حكميّت
36 خطبهاى از آن حضرت (ع) در بيمدادن نهروانيان
37 سخنى از آن حضرت (ع) كه تواند خطبهاى باشد.
38 خطبهاى از آن حضرت (ع)
39 خطبهاى از آن حضرت (ع)
40 سخنى از آن حضرت (ع)
41 خطبهاى از آن حضرت (ع)
42 سخنى از آن حضرت (ع)
43 سخنى از آن حضرت (ع)
44 سخنى از آن حضرت (ع)
45 خطبهاى از آن حضرت (ع)
46 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه به قصد شام سفر مىكرد
47 سخنى از آن حضرت (ع) در باره كوفه
48 خطبهاى از آن حضرت (ع) هنگامى كه عزم سفر شام داشت.
49 سخنى از آن حضرت (ع)
50 خطبهاى از آن حضرت (ع)
51 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه ياران معاويه در صفين بر آب فرات غلبه يافتند و آب را به روى اصحاب او بستند.
52 خطبهاى از آن حضرت (ع)
53 سخنى از آن حضرت (ع) در ذكر بيعت
54 سخنى از آن حضرت (ع) ياران على (ع) مىگفتند، كه چرا در نبرد صفين درنگ مىكند و به آنان اجازت جنگ نمىدهد. و او در پاسخ چنين گفت:
55 سخنى از آن حضرت (ع)
56 سخنى از آن حضرت (ع) در خطاب به اصحاب خود
57 سخنى از آن حضرت در باب خوارج
58 آن حضرت فرمود: هنگامى كه آهنگ جنگ با خوارج داشت به او گفتند كه ايشان از پل نهروان گذشتهاند.
59 و آن حضرت فرمود: هنگامى كه همه خوارج كشته شدند و او را گفتند، يا امير المؤمنين، همه آن قوم طعمه تيغ هلاكت گرديدند، فرمود:
60 و آن حضرت فرمود: در باب خوارج
61 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه او را از ناگهان كشته شدن هشدار دادند:
62 خطبهاى از آن حضرت (ع)
63 خطبهاى از آن حضرت (ع)
64 خطبهاى از آن حضرت (ع)
65 سخنى از آن حضرت (ع) در يكى از روزهاى جنگ صفين به اصحاب خود چنين فرمود:
66 سخنى از آن حضرت (ع) در باره انصار پس از وفات رسول الله (صلى اللّه عليه و آله) چون اخبار سقيفه به امير المؤمنين (ع) رسيد، پرسيد: انصار چه گفتند گفتند: انصار گفتهاند، كه اميرى از ما و اميرى از شما.
67 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه، محمد بن ابى بكر را فرمانرواى مصر نمود و بر او شوريدند و مصر را از كفش به در آوردند و خودش را كشتند، فرمود:
68 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش اصحابش
69 آن حضرت فرمود: در سحرگاه روزى كه ضربتش زدند
70 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش مردم عراق
71 خطبهاى از آن حضرت (ع) در آن به مردم آموخته است كه چگونه بر پيامبر (ص) درود فرستند
72 سخنى از آن حضرت (ع) در باره مروان بن حكم در بصره، مروان بن حكم در جنگ جمل اسير شد. امام حسن و امام حسين (ع)، نزد امير المؤمنين شفاعتش كردند و على (ع) از بند اسارت آزادش نمود.
73 سخنى از آن حضرت (ع) چون ديگران آهنگ بيعت با عثمان نمودند.
74 سخنى از آن حضرت (ع) وقتى كه شنيد بنى اميه او را به شركت در قتل عثمان متهم مىكنند
75 خطبهاى از آن حضرت (ع)
76 سخنى از آن حضرت (ع)
77 از سخنان آن حضرت (ع) در دعا
78 سخنى از آن حضرت (ع) آن گاه، كه آهنگ خوارج كرد، يكى از اصحابش او را گفت: اى امير المؤمنين به شهادت علم نجوم، اگر در اين ساعت حركت كنى مىترسم كه به مراد خويش نرسى
79 سخنى از آن حضرت (ع) پس از فراغت از جنگ جمل، در نكوهش زنان، فرمود:
80 سخنى از آن حضرت (ع)
81 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش دنيا
82 خطبهاى از آن حضرت (ع) آن را خطبه غرّاء ناميدهاند كه از خطبههاى شگفتانگيز آن حضرت (ع) است.
83 سخنى از آن حضرت (ع) در باره عمرو بن عاص
84 خطبهاى از آن حضرت (ع)
85 خطبهاى از آن حضرت (ع)
86 خطبهاى از آن حضرت (ع)
87 خطبهاى از آن حضرت (ع)
88 خطبهاى از آن حضرت (ع)
89 خطبهاى از آن حضرت (ع)
90 خطبهاى از آن حضرت (ع)
91 خطبهاى از آن حضرت (ع) پس از كشته شدن عثمان كه خواستند با او بيعت كنند.
92 خطبهاى از آن حضرت (ع)
93 خطبهاى از آن حضرت (ع)
94 از خطبهاى از آن حضرت (ع)
95 خطبهاى از آن حضرت (ع)
96 سخنى از آن حضرت (ع)
97 سخنى از آن حضرت (ع)
98 خطبهاى از آن حضرت (ع)
99 خطبهاى از آن حضرت (ع)
100 خطبهاى از آن حضرت (ع) مشتمل بر پيشگوييهايى
101 خطبهاى از آن حضرت (ع) در همين باب
102 خطبهاى از آن حضرت (ع)
103 خطبهاى از آن حضرت (ع) گزيدهاى از آن را كه با اين روايت متفاوت است پيش از اين آورديم.
104 خطبهاى از آن حضرت (ع)
105 خطبهاى از آن حضرت (ع)
106 سخنى از آن حضرت (ع) در يكى از روزهاى صفين
107 خطبهاى از آن حضرت (ع) در اين خطبه از وقوع پيشامدهاى بزرگ ياد مىكند.
108 خطبهاى از آن حضرت (ع)
109 خطبهاى از آن حضرت (ع)
110 خطبهاى از آن حضرت (ع)
111 از خطبهاى از آن حضرت (ع) در آن از ملك الموت ياد كرده و گرفتن او جانها را
112 خطبهاى از آن حضرت (ع)
113 خطبهاى از آن حضرت (ع)
114 خطبهاى از آن حضرت (ع) در طلب باران
115 خطبهاى از آن حضرت (ع)
116 سخنى از آن حضرت (ع)
117 سخنى از آن حضرت (ع)
118 سخنى از آن حضرت (ع) على (ع) مردم را گرد آورده بود و به جهاد تحريض مىكرد. و آنان، همچنان، مهر سكوت بر لب، پاسخى نمىدادند. به آنها فرمود:
119 سخنى از آن حضرت (ع)
120 سخنى از آن حضرت (ع) يكى از اصحابش برخاست و گفت: ما را از حكميت منع مىكردى و سپس خود حكمى برگماشتى
121 سخنى از آن حضرت (ع)
122 سخنى از آن حضرت (ع) به اصحاب خود در عرصه پيكار فرمود:
123 سخنى از آن حضرت (ع)
124 سخنى از آن حضرت (ع) در برانگيختن اصحابش به جهاد
125 سخنى از آن حضرت (ع) در باره خوارج. هنگامى كه حكميت مردان را منكر شدند.
126 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه او را مورد عتاب قرار دادند كه چرا عطايا را به تساوى تقسيم مىكند.
127 سخنى از آن حضرت (ع) خطاب به خوارج
128 سخنى از آن حضرت (ع) از حوادث شگرف بصره خبر مىدهد:
129 خطبهاى از آن حضرت (ع) در باره پيمانهها و ترازوها
130 سخنى از آن حضرت (ع) در خطاب به ابو ذر، رحمه الله، هنگامى كه عثمان او را به ربذه تبعيد كرد.
131 سخنى از آن حضرت (ع)
132 خطبهاى از آن حضرت (ع)
133 خطبهاى از آن حضرت (ع)
134 سخنى از آن حضرت (ع) عمر براى اين كه خود به نبرد روميان رود با او مشورت كرد و على (ع) فرمود:
135 سخنى از آن حضرت (ع) روزى ميان او و عثمان مشاجرهاى در گرفت. مغيرة بن اخنس، كه در آنجا بود، به عثمان گفت: من تو را در برابر او بسندهام و امير المؤمنين مغيره را فرمود:
136 سخنى از آن حضرت (ع)
137 سخنى از آن حضرت (ع) در باره طلحه و زبير
138 سخنى از آن حضرت (ع) در آن به حوادث بزرگ اشارت دارد
139 سخنى از آن حضرت (ع) هنگام شورا
140 سخنى از آن حضرت (ع) در نهى از غيبت مردم
141 سخنى از آن حضرت (ع)
142 سخنى از آن حضرت (ع)
143 خطبهاى از آن حضرت (ع) در طلب باران
144 خطبهاى از آن حضرت (ع)
145 خطبهاى از آن حضرت (ع)
146 سخنى از آن حضرت (ع) به عمر بن الخطاب گفت هنگامى، كه با او مشورت كرد، كه خود به جنگ ايرانيان برود.
147 خطبهاى از آن حضرت (ع)
148 سخنى از آن حضرت (ع)
149 سخنى از آن حضرت (ع) پيش از وفاتش
150 خطبهاى از آن حضرت (ع) به حوادث بزرگ اشارت دارد
151 خطبهاى از آن حضرت (ع)
152 خطبهاى از آن حضرت (ع)
153 خطبهاى از آن حضرت (ع)
154 خطبهاى از آن حضرت (ع) در آن آفرينش بديع خفاش را بيان مىكند.
155 سخنى از آن حضرت (ع) خطاب به مردم بصره و در آن از پيشآمدهاى سخت حكايت كند.
156 خطبهاى از آن حضرت (ع)
157 خطبهاى از آن حضرت (ع)
158 خطبهاى از آن حضرت (ع)
159 خطبهاى از آن حضرت (ع)
160 خطبهاى از آن حضرت (ع)
161 سخنى از آن حضرت (ع) به يكى از اصحابش كه از او پرسيد: چگونه قومتان شما را از اين مقام [يعنى خلافت] باز داشتند، در حالى كه، از ديگران سزاوارتر بدان بوديد چنين پاسخ داد:
162 خطبهاى از آن حضرت (ع)
163 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه مردم نزد او گرد آمدند و، در آنچه از عثمان ناپسندشان افتاده بود، به وى شكايت كردند و خواستند كه از سوى آنها با عثمان سخن گويد و بخواهد تا خشنودشان سازد، نزد عثمان شد و چنين گفت:
164 خطبهاى از آن حضرت (ع) در آن به ذكر آفرينش شگفت طاوس مىپردازد
165 خطبهاى از آن حضرت (ع)
166 خطبهاى از آن حضرت (ع) در آغاز خلافتش فرمود
167 خطبهاى از آن حضرت (ع) پس از آنكه به خلافت با او بيعت كردند، جمعى از صحابه او را گفتند، چه شود اگر كسانى را كه بر عثمان شوريدند، كيفر دهى على (ع) فرمود:
168 خطبهاى از آن حضرت (ع) هنگام رهسپار شدن اصحاب جمل به بصره
169 سخنى از آن حضرت (ع)
170 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه عزم نبرد آن قوم را در صفين داشت.
171 خطبهاى از آن حضرت (ع)
172 خطبهاى از آن حضرت (ع)
173 سخنى از آن حضرت (ع) در باره طلحة بن عبيد الله
174 خطبهاى از آن حضرت (ع)
175 خطبهاى از آن حضرت (ع)
176 سخنى از آن حضرت (ع) در باب آن دو حكم
177 خطبهاى از آن حضرت (ع)
178 سخنى از آن حضرت (ع)
179 خطبهاى از آن حضرت (ع) در نكوهش يارانش
180 سخنى از آن حضرت (ع) مردى از اصحاب خود را فرستاد تا بداند كه آيا جماعتى از سپاه كوفه كه مىخواستند به خوارج بپيوندند ولى از آن حضرت بيم داشتند، اكنون چه مىكنند. چون آن مرد نزد او بازگشت، پرسيد:
181 خطبهاى از آن حضرت (ع)
182 از خطبهاى از آن حضرت (ع)
183 سخنى از آن حضرت (ع) به برج بن مسهر طايى فرمود، هنگامى كه برج به گونهاى كه امام بشنود گفت: «لا حكم الا للّه»
184 خطبهاى از آن حضرت (ع)
185 خطبهاى از آن حضرت (ع) در وصف منافقان
186 خطبهاى از آن حضرت (ع)
187 خطبهاى از آن حضرت (ع)
188 خطبهاى از آن حضرت (ع)
189 خطبهاى از آن حضرت (ع)
190 سخنى از آن حضرت (ع) به ياران خود سفارش مىكند.
191 سخنى از آن حضرت (ع)
192 سخنى از آن حضرت (ع)
193 سخنى از آن حضرت (ع)
194 سخنى از آن حضرت (ع)
195 سخنى از آن حضرت (ع) همواره در ميان اصحاب خود چنين ندا مىداد:
196 سخنى از آن حضرت (ع) خطاب به طلحه و زبير، پس از بيعت به خلافت.
197 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه شنيد گروهى از اصحابش در جنگ صفين، شاميان را دشنام مىگويند چنين فرمود:
198 سخنى از آن حضرت (ع) در يكى از روزهاى جنگ صفين فرزندش حسن (ع) را ديد كه به جنگ مىشتابد و چنين فرمود:
199 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه يارانش در باب حكميت با او راه مخالفت پيش گرفتند، فرمود:
200 سخنى از آن حضرت (ع) امام (ع) در بصره به عيادت علاء بن زياد حارثى رفت و علاء از اصحابش بود. چون فراخى خانهاش را ديد، چنين فرمود:
201 سخنى از آن حضرت (ع)
202 خطبهاى از آن حضرت (ع)
203 خطبهاى از آن حضرت (ع)
204 خطبهاى از آن حضرت (ع)
205 خطبهاى از آن حضرت (ع)
206 خطبهاى از آن حضرت (ع) از دعاهاى آن حضرت كه فراوان مىخواند
207 خطبهاى از آن حضرت (ع) در صفين
208 سخنى از آن حضرت (ع)
209 سخنى از آن حضرت (ع) در جنگ جمل بر كشته طلحه و عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد گذشت و چنين فرمود:
210 سخنى از آن حضرت (ع)
211 سخنى از آن حضرت (ع) در برانگيختن اصحابش به جنگ
212 سخنى از آن حضرت (ع) پس از تلاوت الهيكم التكاثر حتى زرتم المقابر فرمود:
213 سخنى از آن حضرت (ع) هنگام تلاوت آيه رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله
214 سخنى از آن حضرت (ع) هنگام تلاوت يا ايها الانسان ما غرّك بربّك الكريم فرمود:
215 سخنى از آن حضرت (ع)
216 دعايى از آن حضرت (ع)
217 خطبهاى از آن حضرت (ع)
218 دعايى از آن حضرت (ع)
219 سخنى از آن حضرت (ع)
220 سخنى از آن حضرت (ع)
221 خطبهاى از آن حضرت (ع)
222 خطبهاى از آن حضرت (ع) در ذوقار ادا فرمود. هنگامى كه به بصره مىرفت. آن را واقدى در كتاب الجمل آورده است.
223 سخنى از آن حضرت (ع) به عبد الله بن زمعه فرمود و او از شيعيانش بود. در ايام خلافتش نزد او آمد و مالى طلبيد و على (ع) در پاسخش چنين فرمود:
224 سخنى از آن حضرت (ع)
225 سخنى از آن حضرت (ع) ذعلب يمانى از احمد بن قتيبه از عبد الله بن يزيد از مالك بن دحيه روايت مىكند كه گفت: ما نزد امير المؤمنين (ع) بوديم. در آنجا از اختلاف مردم سخن رفت و آن حضرت فرمود:
226 سخنى از آن حضرت (ع)
227 خطبهاى از آن حضرت (ع)
228 خطبهاى از آن حضرت (ع) در توحيد است و در اين خطبه از اصول علم چيزى گرد آورده كه در ديگر خطبهها نيست.
229 خطبهاى از آن حضرت (ع) در آن اشارت است به پيشامدهاى ناگوار آينده
230 خطبهاى از آن حضرت (ع)
231 سخنى از آن حضرت (ع)
232 خطبهاى از آن حضرت (ع)
233 خطبهاى از آن حضرت (ع)
234 خطبهاى از آن حضرت (ع)
235 سخنى از آن حضرت (ع)
236 سخنى از آن حضرت (ع)
237 خطبهاى از آن حضرت (ع)
238 خطبهاى از آن حضرت (ع) در باب حكمين و نكوهش مردم شام
239 خطبهاى از آن حضرت (ع) در آن آل محمد را ياد مىكند:
1 نامهاى از آن حضرت (ع) به مردم كوفه هنگام حركتش از مدينه به بصره.
2 نامهاى از آن حضرت (ع) پس از فتح بصره به مردم كوفه نوشته است.
3 نامهاى از آن حضرت (ع) به قاضىاش شريح بن الحارث
4 نامهاى از آن حضرت (ع) به يكى از فرماندهان سپاهش
5 نامهاى از آن حضرت (ع) به اشعث بن قيس، عامل خود در آذربايجان نوشته است.
6 نامهاى از آن حضرت (ع) به معاويه
7 نامهاى ديگر از آن حضرت (ع) به معاويه
8 نامهاى از آن حضرت (ع) به جرير بن عبد الله البجلى هنگامى كه او را نزد معاويه فرستاده بود .
9 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه
10 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه
12 سفارشى از آن حضرت (ع)
13 از نامه آن حضرت (ع) به دو تن از اميران لشكرش
14 سفارشى از آن حضرت (ع) به سپاهش پيش از ديدار با دشمن در صفين.
15 هنگامى كه آن حضرت (عليه السلام) به عزم جنگ، با دشمن روبرو مىشد چنين مىفرمود:
16 هنگام جنگ به ياران خود مىفرمود
17 از نامه آن حضرت (ع) در پاسخ نامه معاويه
19 نامهاى از آن حضرت (ع) به يكى از عاملانش
20 از نامه آن حضرت (ع) اين نامه را به زياد بن ابيه نوشته است كه از سوى عبد الله بن عباس بر بصره فرمان مىراند و ابن عباس خود از جانب على (ع) فرمانروايى اهواز و فارس و كرمان را داشت.
21 نامهاى از آن حضرت (ع) نيز به زياد.
22 نامهاى از آن حضرت (ع) اين نامه را به ابن عباس نوشته
23 سخنى از آن حضرت (ع)
24 وصيتى از آن حضرت (ع) كه پس از او با اموالش چه كنند.
25 سفارشى از آن حضرت (ع)
26 نامهاى از آن حضرت (ع) به يكى از كارگزاران خود هنگامى كه او را براى گردآورى زكات فرستاد.
28 نامهاى از آن حضرت (ع) در پاسخ معاويه و اين از بهترين نامههاى امام (ع) است
29 از نامه آن حضرت (ع) به مردم بصره
30 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه
31 از وصيت آن حضرت (ع) به حسن بن على (عليهما السلام) در آن هنگام كه از صفين بازمىگشت در «حاضرين» نوشته است.
32 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه
33 نامهاى از آن حضرت (ع) به قثم بن عباس، عامل خود در مكّه
34 نامهاى از آن حضرت (ع) به محمد بن ابى ابكر، هنگامى كه از دلتنگى او به سبب عزلش از مصر و جانشينى مالك اشتر خبر يافت و اشتر در راه پيش از رسيدنش به مصر وفات يافت.
35 نامهاى از آن حضرت (ع) به عبد الله بن عباس، پس از كشته شدن محمد بن ابى بكر.
36 از نامه آن حضرت (ع) به برادرش، عقيل بن ابى طالب، در ذكر سپاهى كه به جنگ يكى از دشمنانش فرستاده بود.
37 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه
38 نامهاى از آن حضرت (ع) به مردم مصر هنگامى كه مالك اشتر (رحمه الله) را بر آنان امارت داد.
39 از نامه آن حضرت (ع) به عمرو بن العاص
40 از نامه آن حضرت (ع) به يكى از كارگزارانش
41 نامهاى از آن حضرت (ع) به يكى از كارگزاران خود
42 نامه آن حضرت (ع) به عمر بن ابى سلمه مخزومى كه عامل آن حضرت در بحرين بود. او را عزل كرده و نعمان بن عجلان زرقى را به جاى او برگماشته است.
43 از نامه آن حضرت (ع) به مصقلة بن هبيره شيبانى كه عامل او در اردشير خره بود
46 نامهاى از آن حضرت (ع) به يكى از عمال خود
47 وصيتى از آن حضرت (ع) به حسن و حسين عليهما السلام هنگامى كه ابن ملجم (لعنه الله) او را ضربت زد.
48 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه
49 نامهاى از آن حضرت (ع)
50 نامهاى از آن حضرت (ع) به فرماندهان لشكرها
51 نامه آن حضرت (ع) به كارگزارانش در امر خراج
52 نامهاى از آن حضرت (ع) به امراى بلاد در باب اوقات نماز
53 از فرمان او به مالك اشتر
54 نامهاى از آن حضرت (ع) به طلحه و زبير با عمران بن حصين خزاعى.
55 نامهاى از آن حضرت (ع) به معاويه
56 وصيتى از آن حضرت (ع) به شريح بن هانى، هنگامى او را با مقدمه لشكر خود به شام فرستاد.
57 نامهاى از آن حضرت (ع) به مردم كوفه هنگامى كه از مدينه به بصره مىرفت.
58 از نامه آن حضرت (ع) به مردم شهرها نوشته و در آن از آنچه ميان او و سپاه صفين گذشته است حكايت مىكند.
59 نامهاى از آن حضرت (ع) به اسود بن قطبه فرمانرواى حلوان
60 نامهاى از آن حضرت (ع) به عاملانى كه لشكر از سرزمينهايشان مىگذرد
61 نامهاى از آن حضرت (ع) به كميل بن زياد نخعى كه عامل او بر هيت بود. او را به سبب منع نكردن لشكر دشمن كه از سرزمين او گذشته و به غارت مسلمانان رفته، سرزنش مىكند.
62 نامهاى از آن حضرت (ع) به مردم مصر. «اين نامه را با مالك اشتر هنگامى كه او را حكومت مصر داده بود فرستاد.»
63 نامهاى از آن حضرت (ع) به ابو موسى اشعرى كه عامل او در كوفه بود.
64 نامهاى از آن حضرت (ع) در پاسخ به معاويه
65 نامهاى از آن حضرت (ع) نيز به معاويه
66 نامهاى از آن حضرت (ع) به عبد الله بن عباس و پيش از اين روايت ديگرى از اين نامه را آورديم.
67 نامهاى از آن حضرت (ع) به قثم بن عباس، كه عامل او در مكه بود
68 نامهاى از آن حضرت (ع) به سلمان فارسى، رحمه الله، پيش از ايام خلافت او.
69 از نامه آن حضرت (ع) به حارث همدانى
70 نامهاى از آن حضرت (ع) به سهل بن حنيف انصارى كه از سوى آن حضرت حاكم مدينه بود.
71 از نامه آن حضرت (ع) به منذر بن الجارود العبدى كه در پارهاى از آنچه او را بر آن ولايت داده بود، خيانت كرد.
72 نامهاى از آن حضرت (ع) به عبد الله بن عباس
73 نامهاى از آن حضرت (ع) به معاويه
74 پيمان نامهاى از آن حضرت (ع) ميان ربيعه و يمن. از روى خط هشام بن الكلبى نقل شده است.
75 نامهاى از آن حضرت (ع) از مدينه، در آغاز بيعت با او به خلافت به معاويه نوشته است
76 وصيت آن حضرت (ع) به ابن عباس، هنگامى كه او را در بصره جانشين خود ساخت.
77 از وصيت آن حضرت (ع) به عبد الله بن عباس هنگامى كه او را براى گفتگو با خوارج فرستاد.
78 از نامه آن حضرت (ع) به ابو موسى اشعرى در پاسخ امر حكمين.