ترجمه ‏نهج ‏البلاغه (آيتى)

1 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در اين خطبه، سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم (ع) است.

2 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) پس از بازگشتش از صفين

3 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) معروف به خطبه شقشقيه

4 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

5 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه رسول خدا (ص) رحلت كرده بود و، عباس و ابو سفيان بن حرب از او خواستند كه به خلافت با او بيعت كنند.

6 سخنى از آن حضرت (ع) آن گاه كه به او گفتند، از تعقيب طلحه و زبير باز ايستد و بسيج نبرد با ايشان نكند.

7 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

8 سخنى از آن حضرت (ع) مقصودش زبير است، در حالى كه، مقتضى چنين سخنى بود.

9 سخنى از آن حضرت (ع)

10 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

11 سخنى از آن حضرت (ع) به پسرش، محمد بن حنفيّه، هنگامى كه در جنگ جمل رايت را به دست او داد.

12 سخنى از آن حضرت (ع) چون خداوند در جنگ جمل پيروزش گردانيد، يكى از ياران گفتش: اى كاش برادرم، فلان، مى‏بود

13 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش بصره و مردمش

14 سخنى از آن حضرت (ع) در همين معنى

15 سخنى از آن حضرت (ع) در باره زمينهايى كه عثمان در زمان خلافت خود به اين و آن داده بود و امام (ع) آنها را به مسلمانان بازگردانيد.

16 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) هنگامى كه در مدينه با او بيعت كردند.

17 سخنى از آن حضرت (ع) در وصف كسانى كه داورى ميان مردم را به عهده مى‏گيرند و شايان آن نيستند

18 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش اختلاف علما در فتوا

19 سخنى از آن حضرت (ع) اين سخن خطاب به اشعث بن قيس است.

20 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

21 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

22 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

23 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

از اين خطبه

24 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

25 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

26 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

27 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

28 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

29 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

30 سخنى از آن حضرت (ع)

31 سخنى از آن حضرت (ع)

32 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

33 سخنى از آن حضرت (ع)

34 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) آن گاه كه لشكر به جنگ با شاميان بسيج مى‏كرد

35 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) بعد از حكميّت

36 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در بيم‏دادن نهروانيان

37 سخنى از آن حضرت (ع) كه تواند خطبه‏اى باشد.

38 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

39 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

40 سخنى از آن حضرت (ع)

41 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

42 سخنى از آن حضرت (ع)

43 سخنى از آن حضرت (ع)

44 سخنى از آن حضرت (ع)

45 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

46 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه به قصد شام سفر مى‏كرد

47 سخنى از آن حضرت (ع) در باره كوفه

48 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) هنگامى كه عزم سفر شام داشت.

49 سخنى از آن حضرت (ع)

50 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

51 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه ياران معاويه در صفين بر آب فرات غلبه يافتند و آب را به روى اصحاب او بستند.

52 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

53 سخنى از آن حضرت (ع) در ذكر بيعت

54 سخنى از آن حضرت (ع) ياران على (ع) مى‏گفتند، كه چرا در نبرد صفين درنگ مى‏كند و به آنان اجازت جنگ نمى‏دهد. و او در پاسخ چنين گفت:

55 سخنى از آن حضرت (ع)

56 سخنى از آن حضرت (ع) در خطاب به اصحاب خود

57 سخنى از آن حضرت در باب خوارج

58 آن حضرت فرمود: هنگامى كه آهنگ جنگ با خوارج داشت به او گفتند كه ايشان از پل نهروان گذشته‏اند.

59 و آن حضرت فرمود: هنگامى كه همه خوارج كشته شدند و او را گفتند، يا امير المؤمنين، همه آن قوم طعمه تيغ هلاكت گرديدند، فرمود:

60 و آن حضرت فرمود: در باب خوارج

61 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه او را از ناگهان كشته شدن هشدار دادند:

62 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

63 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

64 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

65 سخنى از آن حضرت (ع) در يكى از روزهاى جنگ صفين به اصحاب خود چنين فرمود:

66 سخنى از آن حضرت (ع) در باره انصار پس از وفات رسول الله (صلى اللّه عليه و آله) چون اخبار سقيفه به امير المؤمنين (ع) رسيد، پرسيد: انصار چه گفتند گفتند: انصار گفته‏اند، كه اميرى از ما و اميرى از شما.

67 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه، محمد بن ابى بكر را فرمانرواى مصر نمود و بر او شوريدند و مصر را از كفش به در آوردند و خودش را كشتند، فرمود:

68 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش اصحابش

69 آن حضرت فرمود: در سحرگاه روزى كه ضربتش زدند

70 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش مردم عراق

71 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در آن به مردم آموخته است كه چگونه بر پيامبر (ص) درود فرستند

72 سخنى از آن حضرت (ع) در باره مروان بن حكم در بصره، مروان بن حكم در جنگ جمل اسير شد. امام حسن و امام حسين (ع)، نزد امير المؤمنين شفاعتش كردند و على (ع) از بند اسارت آزادش نمود.

73 سخنى از آن حضرت (ع) چون ديگران آهنگ بيعت با عثمان نمودند.

74 سخنى از آن حضرت (ع) وقتى كه شنيد بنى اميه او را به شركت در قتل عثمان متهم مى‏كنند

75 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

76 سخنى از آن حضرت (ع)

 77 از سخنان آن حضرت (ع) در دعا

78 سخنى از آن حضرت (ع) آن گاه، كه آهنگ خوارج كرد، يكى از اصحابش او را گفت: اى امير المؤمنين به شهادت علم نجوم، اگر در اين ساعت حركت كنى مى‏ترسم كه به مراد خويش نرسى

79 سخنى از آن حضرت (ع) پس از فراغت از جنگ جمل، در نكوهش زنان، فرمود:

80 سخنى از آن حضرت (ع)

81 سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش دنيا

82 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) آن را خطبه غرّاء ناميده‏اند كه از خطبه‏هاى شگفت‏انگيز آن حضرت (ع) است.

83 سخنى از آن حضرت (ع) در باره عمرو بن عاص

84 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

85 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

86 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

87 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

88 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

89 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

90 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

91 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) پس از كشته شدن عثمان كه خواستند با او بيعت كنند.

92 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

93 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

94 از خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

95 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

96 سخنى از آن حضرت (ع)

97 سخنى از آن حضرت (ع)

98 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

99 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

100 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) مشتمل بر پيشگوييهايى

101 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در همين باب

102 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

103 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) گزيده‏اى از آن را كه با اين روايت متفاوت است پيش از اين آورديم.

104 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

105 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

106 سخنى از آن حضرت (ع) در يكى از روزهاى صفين

107 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در اين خطبه از وقوع پيشامدهاى بزرگ ياد مى‏كند.

108 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

109 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

110 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

111 از خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در آن از ملك الموت ياد كرده و گرفتن او جانها را

112 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

113 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

114 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در طلب باران

115 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

116 سخنى از آن حضرت (ع)

117 سخنى از آن حضرت (ع)

118 سخنى از آن حضرت (ع) على (ع) مردم را گرد آورده بود و به جهاد تحريض مى‏كرد. و آنان، همچنان، مهر سكوت بر لب، پاسخى نمى‏دادند. به آنها فرمود:

119 سخنى از آن حضرت (ع)

120 سخنى از آن حضرت (ع) يكى از اصحابش برخاست و گفت: ما را از حكميت منع مى‏كردى و سپس خود حكمى برگماشتى

121 سخنى از آن حضرت (ع)

122 سخنى از آن حضرت (ع) به اصحاب خود در عرصه پيكار فرمود:

123 سخنى از آن حضرت (ع)

124 سخنى از آن حضرت (ع) در برانگيختن اصحابش به جهاد

125 سخنى از آن حضرت (ع) در باره خوارج. هنگامى كه حكميت مردان را منكر شدند.

126 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه او را مورد عتاب قرار دادند كه چرا عطايا را به تساوى تقسيم مى‏كند.

127 سخنى از آن حضرت (ع) خطاب به خوارج

128 سخنى از آن حضرت (ع) از حوادث شگرف بصره خبر مى‏دهد:

129 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در باره پيمانه‏ها و ترازوها

130 سخنى از آن حضرت (ع) در خطاب به ابو ذر، رحمه الله، هنگامى كه عثمان او را به ربذه تبعيد كرد.

131 سخنى از آن حضرت (ع)

132 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

133 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

134 سخنى از آن حضرت (ع) عمر براى اين كه خود به نبرد روميان رود با او مشورت كرد و على (ع) فرمود:

135 سخنى از آن حضرت (ع) روزى ميان او و عثمان مشاجره‏اى در گرفت. مغيرة بن اخنس، كه در آنجا بود، به عثمان گفت: من تو را در برابر او بسنده‏ام و امير المؤمنين مغيره را فرمود:

136 سخنى از آن حضرت (ع)

137 سخنى از آن حضرت (ع) در باره طلحه و زبير

138 سخنى از آن حضرت (ع) در آن به حوادث بزرگ اشارت دارد

139 سخنى از آن حضرت (ع) هنگام شورا

140 سخنى از آن حضرت (ع) در نهى از غيبت مردم

141 سخنى از آن حضرت (ع)

142 سخنى از آن حضرت (ع)

143 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در طلب باران

144 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

145 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

146 سخنى از آن حضرت (ع) به عمر بن الخطاب گفت هنگامى، كه با او مشورت كرد، كه خود به جنگ ايرانيان برود.

147 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

148 سخنى از آن حضرت (ع)

149 سخنى از آن حضرت (ع) پيش از وفاتش

150 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) به حوادث بزرگ اشارت دارد

151 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

152 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

153 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

154 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در آن آفرينش بديع خفاش را بيان مى‏كند.

155 سخنى از آن حضرت (ع) خطاب به مردم بصره و در آن از پيش‏آمدهاى سخت حكايت كند.

156 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

157 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

158 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

159 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

160 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

161 سخنى از آن حضرت (ع) به يكى از اصحابش كه از او پرسيد: چگونه قومتان شما را از اين مقام [يعنى خلافت‏] باز داشتند، در حالى كه، از ديگران سزاوارتر بدان بوديد چنين پاسخ داد:

162 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

163 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه مردم نزد او گرد آمدند و، در آنچه از عثمان ناپسندشان افتاده بود، به وى شكايت كردند و خواستند كه از سوى آنها با عثمان سخن گويد و بخواهد تا خشنودشان سازد، نزد عثمان شد و چنين گفت:

164 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در آن به ذكر آفرينش شگفت طاوس مى‏پردازد

165 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

166 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در آغاز خلافتش فرمود

167 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) پس از آنكه به خلافت با او بيعت كردند، جمعى از صحابه او را گفتند، چه شود اگر كسانى را كه بر عثمان شوريدند، كيفر دهى على (ع) فرمود:

168 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) هنگام رهسپار شدن اصحاب جمل به بصره

169 سخنى از آن حضرت (ع)

170 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه عزم نبرد آن قوم را در صفين داشت.

171 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

172 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

173 سخنى از آن حضرت (ع) در باره طلحة بن عبيد الله

174 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

175 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

176 سخنى از آن حضرت (ع) در باب آن دو حكم

177 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

178 سخنى از آن حضرت (ع)

179 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در نكوهش يارانش

180 سخنى از آن حضرت (ع) مردى از اصحاب خود را فرستاد تا بداند كه آيا جماعتى از سپاه كوفه كه مى‏خواستند به خوارج بپيوندند ولى از آن حضرت بيم داشتند، اكنون چه مى‏كنند. چون آن مرد نزد او بازگشت، پرسيد:

181 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

182 از خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

183 سخنى از آن حضرت (ع) به برج بن مسهر طايى فرمود، هنگامى كه برج به گونه‏اى كه امام بشنود گفت: «لا حكم الا للّه»

184 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

185 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در وصف منافقان

186 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

187 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

188 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

189 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

190 سخنى از آن حضرت (ع) به ياران خود سفارش مى‏كند.

191 سخنى از آن حضرت (ع)

192 سخنى از آن حضرت (ع)

193 سخنى از آن حضرت (ع)

194 سخنى از آن حضرت (ع)

195 سخنى از آن حضرت (ع) همواره در ميان اصحاب خود چنين ندا مى‏داد:

196 سخنى از آن حضرت (ع) خطاب به طلحه و زبير، پس از بيعت به خلافت.

197 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه شنيد گروهى از اصحابش در جنگ صفين، شاميان را دشنام مى‏گويند چنين فرمود:

198 سخنى از آن حضرت (ع) در يكى از روزهاى جنگ صفين فرزندش حسن (ع) را ديد كه به جنگ مى‏شتابد و چنين فرمود:

199 سخنى از آن حضرت (ع) هنگامى كه يارانش در باب حكميت با او راه مخالفت پيش گرفتند، فرمود:

200 سخنى از آن حضرت (ع) امام (ع) در بصره به عيادت علاء بن زياد حارثى رفت و علاء از اصحابش بود. چون فراخى خانه‏اش را ديد، چنين فرمود:

201 سخنى از آن حضرت (ع)

202 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

203 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

204 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

205 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

206 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) از دعاهاى آن حضرت كه فراوان مى‏خواند

207 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در صفين

208 سخنى از آن حضرت (ع)

209 سخنى از آن حضرت (ع) در جنگ جمل بر كشته طلحه و عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد گذشت و چنين فرمود:

210 سخنى از آن حضرت (ع)

211 سخنى از آن حضرت (ع) در برانگيختن اصحابش به جنگ

212 سخنى از آن حضرت (ع) پس از تلاوت الهيكم التكاثر حتى زرتم المقابر  فرمود:

213 سخنى از آن حضرت (ع) هنگام تلاوت آيه رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله

214 سخنى از آن حضرت (ع) هنگام تلاوت يا ايها الانسان ما غرّك بربّك الكريم  فرمود:

215 سخنى از آن حضرت (ع)

216 دعايى از آن حضرت (ع)

217 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

218 دعايى از آن حضرت (ع)

219 سخنى از آن حضرت (ع)

220 سخنى از آن حضرت (ع)

221 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

222 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در ذوقار ادا فرمود. هنگامى كه به بصره مى‏رفت. آن را واقدى در كتاب الجمل آورده است.

223 سخنى از آن حضرت (ع) به عبد الله بن زمعه فرمود و او از شيعيانش بود. در ايام خلافتش نزد او آمد و مالى طلبيد و على (ع) در پاسخش چنين فرمود:

224 سخنى از آن حضرت (ع)

225 سخنى از آن حضرت (ع) ذعلب يمانى از احمد بن قتيبه از عبد الله بن يزيد از مالك بن دحيه روايت مى‏كند كه گفت: ما نزد امير المؤمنين (ع) بوديم. در آنجا از اختلاف مردم سخن رفت و آن حضرت فرمود:

226 سخنى از آن حضرت (ع)

227 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

228 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در توحيد است و در اين خطبه از اصول علم چيزى گرد آورده كه در ديگر خطبه‏ها نيست.

229 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در آن اشارت است به پيشامدهاى ناگوار آينده

230 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

231 سخنى از آن حضرت (ع)

232 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

233 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

234 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

235 سخنى از آن حضرت (ع)

236 سخنى از آن حضرت (ع)

237 خطبه‏اى از آن حضرت (ع)

238 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در باب حكمين و نكوهش مردم شام

239 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) در آن آل محمد را ياد مى‏كند:

1 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به مردم كوفه هنگام حركتش از مدينه به بصره.

2 نامه‏اى از آن حضرت (ع) پس از فتح بصره به مردم كوفه نوشته است.

3 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به قاضى‏اش شريح بن الحارث

4 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به يكى از فرماندهان سپاهش

5 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به اشعث بن قيس، عامل خود در آذربايجان نوشته است.

6 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به معاويه

7 نامه‏اى ديگر از آن حضرت (ع) به معاويه

8 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به جرير بن عبد الله البجلى هنگامى كه او را نزد معاويه فرستاده بود .

9 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه

10 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه

12 سفارشى از آن حضرت (ع)

13 از نامه آن حضرت (ع) به دو تن از اميران لشكرش

14 سفارشى از آن حضرت (ع) به سپاهش پيش از ديدار با دشمن در صفين.

15 هنگامى كه آن حضرت (عليه السلام) به عزم جنگ، با دشمن روبرو مى‏شد چنين مى‏فرمود:

16 هنگام جنگ به ياران خود مى‏فرمود

17 از نامه آن حضرت (ع) در پاسخ نامه معاويه

19 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به يكى از عاملانش

20 از نامه آن حضرت (ع) اين نامه را به زياد بن ابيه  نوشته است كه از سوى عبد الله بن عباس بر بصره فرمان مى‏راند و ابن عباس خود از جانب على (ع) فرمانروايى اهواز و فارس و كرمان را داشت.

21 نامه‏اى از آن حضرت (ع) نيز به زياد.

22 نامه‏اى از آن حضرت (ع) اين نامه را به ابن عباس نوشته

23 سخنى از آن حضرت (ع)

24 وصيتى از آن حضرت (ع) كه پس از او با اموالش چه كنند.

25 سفارشى از آن حضرت (ع)

26 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به يكى از كارگزاران خود هنگامى كه او را براى گردآورى زكات فرستاد.

28 نامه‏اى از آن حضرت (ع) در پاسخ معاويه و اين از بهترين نامه‏هاى امام (ع) است

29 از نامه آن حضرت (ع) به مردم بصره

30 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه

31 از وصيت آن حضرت (ع) به حسن بن على (عليهما السلام) در آن هنگام كه از صفين بازمى‏گشت در «حاضرين» نوشته است.

32 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه

33 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به قثم بن عباس، عامل خود در مكّه

34 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به محمد بن ابى ابكر، هنگامى كه از دلتنگى او به سبب عزلش از مصر و جانشينى مالك اشتر خبر يافت و اشتر در راه پيش از رسيدنش به مصر وفات يافت.

35 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به عبد الله بن عباس، پس از كشته شدن محمد بن ابى بكر.

36 از نامه آن حضرت (ع) به برادرش، عقيل بن ابى طالب، در ذكر سپاهى كه به جنگ يكى از دشمنانش  فرستاده بود.

37 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه

38 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به مردم مصر هنگامى كه مالك اشتر (رحمه الله) را بر آنان امارت داد.

39 از نامه آن حضرت (ع) به عمرو بن العاص

40 از نامه آن حضرت (ع) به يكى از كارگزارانش

41 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به يكى از كارگزاران خود

42 نامه آن حضرت (ع) به عمر بن ابى سلمه مخزومى كه عامل آن حضرت در بحرين بود. او را عزل كرده و نعمان بن عجلان زرقى را به جاى او برگماشته است.

43 از نامه آن حضرت (ع) به مصقلة بن هبيره شيبانى كه عامل او در اردشير خره بود

46 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به يكى از عمال خود

47 وصيتى از آن حضرت (ع) به حسن و حسين عليهما السلام هنگامى كه ابن ملجم (لعنه الله) او را ضربت زد.

48 از نامه آن حضرت (ع) به معاويه

49 نامه‏اى از آن حضرت (ع)

50 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به فرماندهان لشكرها

51 نامه آن حضرت (ع) به كارگزارانش در امر خراج

52 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به امراى بلاد در باب اوقات نماز

53 از فرمان او به مالك اشتر

54 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به طلحه و زبير با عمران بن حصين خزاعى.

55 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به معاويه

56 وصيتى از آن حضرت (ع) به شريح بن هانى، هنگامى او را با مقدمه لشكر خود به شام فرستاد.

57 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به مردم كوفه هنگامى كه از مدينه به بصره مى‏رفت.

58 از نامه آن حضرت (ع) به مردم شهرها نوشته و در آن از آنچه ميان او و سپاه صفين گذشته است حكايت مى‏كند.

59 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به اسود بن قطبه فرمانرواى حلوان

60 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به عاملانى كه لشكر از سرزمينهايشان مى‏گذرد

61 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به كميل بن زياد نخعى كه عامل او بر هيت بود. او را به سبب منع نكردن لشكر دشمن كه از سرزمين او گذشته و به غارت مسلمانان رفته، سرزنش مى‏كند.

62 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به مردم مصر. «اين نامه را با مالك اشتر هنگامى كه او را حكومت مصر داده بود فرستاد.»

63 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به ابو موسى اشعرى كه عامل او در كوفه بود.

64 نامه‏اى از آن حضرت (ع) در پاسخ به معاويه

65 نامه‏اى از آن حضرت (ع) نيز به معاويه

66 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به عبد الله بن عباس و پيش از اين روايت ديگرى از اين نامه را آورديم.

67 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به قثم بن عباس، كه عامل او در مكه بود

68 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به سلمان فارسى، رحمه الله، پيش از ايام خلافت او.

69 از نامه آن حضرت (ع) به حارث همدانى

70 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به سهل بن حنيف انصارى كه از سوى آن حضرت حاكم مدينه بود.

71 از نامه آن حضرت (ع) به منذر بن الجارود العبدى كه در پاره‏اى از آنچه او را بر آن ولايت داده بود، خيانت كرد.

72 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به عبد الله بن عباس

73 نامه‏اى از آن حضرت (ع) به معاويه

74 پيمان نامه‏اى از آن حضرت (ع) ميان ربيعه و يمن. از روى خط هشام بن الكلبى نقل شده است.

75 نامه‏اى از آن حضرت (ع) از مدينه، در آغاز بيعت با او به خلافت به معاويه نوشته است

76 وصيت آن حضرت (ع) به ابن عباس، هنگامى كه او را در بصره جانشين خود ساخت.

77 از وصيت آن حضرت (ع) به عبد الله بن عباس هنگامى كه او را براى گفتگو با خوارج فرستاد.

78 از نامه آن حضرت (ع) به ابو موسى اشعرى در پاسخ امر حكمين.