شرح نهج البلاغه (جعفرى) [16]
ج 16
بقيه خطبه نود و يكم
بقيّه تفسير عمومى خطبه نود و يكم
1 نهايت قدرت او قابل درك و شناسائى نيست
2 مخلوقات با مشيّت خداوندى ابداع شده و خداوند همه آنها را براى خدا شناسى و خدايابى راهنمائى فرموده است .
3 خداوند متعال دلائل متعدّد و روشنى را براى معرفت ما درباره او اقامه فرموده است
4 لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ ، خداوند سبحان هيچگونه مثلى ندارد .
5 اندازهگيرى اشياء دقيق ، و تديير متجلّى در آنها لطيف ، و همه آنها تسليم مشيّت خداوندى در حركت بسوى غاياتى هستند كه براى آنها مقرّر گشته است .
6 مخلوقات بدون احساس دشوارى در حركتى كه براى آنها مقرّر شده است با كمال تسليم به مشيّت بالغه خداوندى راه خود را مىروند .
7 خداوند سبحان در خلقت اشياء نه به تفكّرى نيازمند بود و نه به قريحه غريزهاى و نه به سابقه تجربى و نه به شريكى كه او را در ابداع عجائب كائنات يارى كند .
دليل يكم
دليل دوم
8 نظمى شگفتانگيز را كه خداوند سبحان در مخلوقات برقرار فرمود
9 خلقت آسمانها و زمين از حالت تراكم تا انبساط
10 خورشيد و ماه در مجراى خود
تبصره
در توصيف فرشتگان
11 فرشتگان الهى و موقعيّت و فعّاليّت آنها در آسمانها [ كيهان بزرگ ]
مقدّمه درباره واقعيّت موجودات پشت پرده طبيعت
11 فرشتگان الهى و موقعيّت و فعّاليّت آنها در آسمانها [ كيهان بزرگ ]
11 فرشتگان الهى و موقعيّت و فعّاليّت آنها در آسمانها [ كيهان بزرگ ]
12 آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم ؟
تتمة 12 آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم ؟
تتمة 12 آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم ؟
تتمة 12 آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم ؟
تتمة 12 آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم ؟
12 آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم ؟
13 و از جمله اين خطبه است در توصيف زمين و فرو رفتن [ اكثر نقاط آن ] در آب
14 زمين متحرّك است يا ساكن ؟
14 زمين متحرّك است يا ساكن ؟
15 خداوند زمين را كه گذرگاه ما انسانها است داراى عوامل زندگى قرار داد .
16 تقسيم آبها در روى زمين
17 تركيب اجزاء ابر و بحركت درآمدن آن
18 چنانكه خداوند حكيم در خلقت ستارگان آسمانى زيبائى را منظور فرموده است همچنان در نمودهاى نباتات و درختان و ديگر مناظر زمين زيبائى را آفريده است .
19 آيا چون خدا مىدانست حضرت آدم عليه السّلام مرتكب آنچه كه براى او ممنوع بود ، خواهد گشت ، حضرت آدم مرتكب آن ممنوع شد ( گندم را خورد ) ؟
20 تضادّى حكمتآميز در جريان امكانات و امتيازات مادّى
21 فلسفه و حكمت اين تضادّ چيست ؟
علم خداوندى بر واقعيّات قابل مقايسه با علم انسانها بآنها نيست .
توصيف زيبا از آن اوست
شايستهترين موجود براى آرزو كردن و اميد بستن
چون همه نعمتها از اوست ، پس ستايش و سپاس جز او را سزاوار نيست .
موقعيت والاى نيايش
متن خطبه نود و دوم
92 و من كلام له عليه السلام
ترجمه خطبه نود و دوم
تفسير عمومى خطبه نود و دوم
با طوفانهائى كه در پيش داريم و با عشقى كه من به عدالت دارم ، شما تحمّل زمامدارى مرا نخواهيد داشت ، برويد براى خودتان زمامدارى غير از من پيدا كنيد .
شما برويد براى خودتان زمامدارى غير از من پيدا كنيد .
من حقيقت را از شما نگرفتهام كه تابع مطلق شما باشم .
اگر مرا رها كنيد و مسئوليّت زمامدارى را براى من بوجود نياوريد من هم فردى از شما هستم و بوظيفه خود عمل خواهم كرد .
متن خطبه نود و سوم
93 و من خطبة له عليه السّلام
ترجمه خطبه نود و سوم
تفسير عمومى خطبه نود و سوم
فقط كسى مىتواند فتنهها را بشناسد و آنها را دگرگون و منتفى بسازد كه خود مافوق آنها بوده و دست بآنها نيالوده باشد .
آگاهى امير المؤمنين علىّ بن ابيطالب عليه السّلام از تاريخ و فلسفه و عوامل آن .
مقدّمهاى بر فلسفه تاريخ از ديدگاه نهج البلاغه
1 همان ملاكى كه عالم هستى را قانونى ساخته است ، تاريخ بشر را قانونى نموده است .
2 دو موضوع مهمّ كه عامل اشتباه برخى از متفكّرين گشته است .
موضوع يكم
موضوع دوم
3 شناخت معلول مستلزم شناخت علّت نيست ولى شناخت همه جانبه علّت است كه شناخت معلول را نتيجه ميدهد .
4 مقصود از فلسفه تاريخ چيست ؟
5 جريان شخصى بودن تاريخ منافاتى با قانونى بودن اجزاء و عناصر تشكيل تاريخ ندارد .
6 تاريخ و قانون علّيّت
7 قضيّه يكم انسان داراى اختيار و قانون علّيّت در تاريخ
8 قضيّه دوم انسان قانون علّيّت را از بين نمىبرد و معدومى را موجود و موجودى را معدوم نميكند بلكه با تحصيل آگاهىها و قدرتهاى متنوع در علّيّت علّتها و انگيزگى انگيزهها در رابطه با خويشتن تصرّف مىنمايد .
9 نقش علل در تبديل كيفيّتهاى اوّليّه به كيفيّتهاى ثانويّه
10 ضرورت تفكيك ميان تعاقب حوادث و علّت و معلول
11 آيا علّت محرّك كه براى تاريخ ضرورت دارد در درون تاريخ است يا خارج آن ؟
12 آيا علّت محرّك تاريخ بايد يك حقيقت بوده باشد ؟
13 براى شناخت وحدت يا تعدّد عامل محرّك تاريخ بايد نخست منظور از تاريخ را بفهميم .
آيا تاريخ در مسير تكاملى حركت مىكند ؟
15 ضرورت تفكيك ميان عامل ضرورى تاريخ و عامل تعيين كننده كيفيّت تاريخ
16 موقعيّت يكم براى تعيين عامل كيفيّت حيات ، ماهيّت و مختصّات خود انسان است
17 موقعيّت دوم براى تعيين عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى دسته جمعى
18 نظراتى كه بعنوان عامل محرّك تاكنون ارائه شده است .
توضيحى در رابطه موجودات و رويدادهاى تاريخ بشرى با انسان
20 گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن
دليل يكم رفتار بشرى در سرتاسر تاريخ خلاف ادّعاى تكامل را نشان مىدهد
1 تعريف رفتار
2 تقسيم رفتار در كشش زمان
3 انواع رفتار با نظر به اراده
نوع يكم رفتار انعكاسى يا بازتابى محض
نوع دوم رفتار عادى
نوع سوم رفتار اضطرارى
چهارم رفتار اجبارى
پنجم رفتار اكراهى
ششم رفتار اختيارى معمولى
هفتم رفتار اختيارى عالى
هشتم رفتارهاى تقليدى
نهم رفتار ابداعى
آيا مىتوان انسان و تاريخ وى را از رفتارهائى كه در طول تاريخ از وى بروز نموده است ، شناخت ؟
آيا بشر مدّعى تكامل درباره رفتار خود شناخت صحيح داشته است ؟ اگر چنين است ، پس چرا با اينكه مىبيند سرتاسر تاريخ هر كس انسان يا انسانهائى را گريانده است ، خود او را نيز گرياندهاند ، با اينحال كمترين عبرتى نميگيرد ؟
دليل دوم براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
21 پيامبران الهى مردم را با دور كردن از فساد و اِفساد و ترغيب و تحريك به صلاح و اصلاح در مسير تكامل قرار مىدادند
22 چگونه پيامبران الهى با اِفساد كنندگان در روى زمين مبارزهها كردهاند ؟
23 كمّيّت و كيفيّت دخالت و تأثير انسان در تشكيل تاريخ خود چيست و چگونه است ؟
منفعتگرايى در فلسفه تاريخ
تلاش انسان براى منفعت
معانى سنّت در آيات قرآنى و نهج البلاغه
تقليد از گذشتگان در تاريخ و تكيه بر آنان
زندگى در پرتو حقائق نه در سايه اقوام و ملل و شخصيّتهاى گذشته
تناوب متفرّق در تمدّنها
بروز اعتلا و سقوط جوامع و تمدّنها و فرهنگها از ديدگاه اسلام
عوامل بروز و اعتلاء و سقوط جوامع و فرهنگها و تمدّنها از ديدگاه نهج البلاغه
مقدّمهاى در توصيف فرهنگ و تمدّن از ديدگاه اسلام و مكتبهاى معمولى
1 پاىبندى شديد به خصلتهاى نيكو
2 و 3 پاىبندى شديد به اعمال پسنديده و پاىبندى شديد به امور نيكو و زيبا
4 آرمانهاى بزرگ
5 تكاپو در مخاطرات بزرگ و آثار پسنديده
6 وفاء به عهد
7 اطاعت از نيكوكارى
8 نافرمانى و اعراض از كبر
نكته بسيار جالب درباره سه عامل حياتى تمدّن
9 قرار گرفتن در شعاع انگيزگىهاى فضيلت
« فضيلت محبوبيّت ذاتى ندارد ، بلكه براى نظم زندگى اجتماعى است ، پس اگر زندگى اجتماعى بطور صحيح برقرار شود ، نيازى به فضيلت نيست . »
فضيلت محبوبيّت ذاتى ندارد ، بلكه وسيلهاى براى نظم زندگى است تير خلاصى است كه در شكل ادبيّات يا فلسفه به مغز انسانيّت شليك شده است .
10 خويشتندارى از ظلم
11 انصاف براى همه خلق
12 حلم و فرو بردن غضب
13 پرهيز كردن از فساد در روى زمين
14 التزام به انس و محبّت
15 برخوردارى از نيروها
16 كوشش در هنگام آزمايشها و گرفتاريها
17 توافق در اميال و آرمانها ،
18 اعتدال دلها
19 بصيرتهاى نافذ
چه انگيزهاى باعث شده است كه متفكّران دوران معاصر دين را بعنوان عامل يا يكى از عوامل مؤثر در تاريخ بحساب نميآورند ؟
بپرسيد تا بدانيد ، بپرسيد از من پيش از آن روز كه رخت از ميان شما بربنديم .
اخبار غيبى امير المؤمنين عليه السّلام
روزگارى فرا مىرسد كه نه سؤال كنندگان روحيّه سؤال خواهند داشت و نه پاسخ دهندگان قدرت براى پاسخ دادن ، تا عنايت خداوندى بار ديگر فرا رسد
هنگامى كه طلايههاى فتنه نمودار مىگردند امور را مشتبه مىنمايند ، و هنگامى كه رويگردان مىشوند بيدار مىكنند .
فتنهاى كور كه بينايان در آن در رنج و نابينايان در آن در راحتند .
اگر يك جامعهاى با آگاهى و اختيار ، والى عادل را بر زمامدارى نپذيرد بزنجير اربابان ستمپيشه با كمال جبر و نابينائى گردن خواهد نهاد .
پيروزى شما بر آن اربابان همان مقدار و همان گونه است كه بردهاى بر مالكش پيروز گردد .
آرى ، اينست قانون الهى : كسى كه انسانى را گريانده است ، او را خواهند گرياند .
آرى دنبال علىّ بن ابى طالب عليه السّلام خواهند گشت ، ولى كو علىّ بن ابيطالب ؟
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست نامها
فهرست مأخذ
نام جاىها