شرح نهج البلاغه (جعفرى) [17]
ج 17
و من خطبة له عليه السلام
اللّه تعالى
ترجمه خطبه نود و چهارم
تفسير عمومى خطبه نود و چهارم
موجود اوّلى كه غايتى براى او نيست تا پايان يابد .
انتخاب انبياء مستند به اصول با اهمّيّتى بوده است .
امتياز يكم
امتياز دوم
محمّد صلّى اللّه عليه و آله فرزند با عظمت ابراهيم عليه السّلام
تاريخ خدا شناسى و خدا پرستى مساوى تاريخ انسانى است .
مقدّمه
موضوع يكم
موضوع دوم
توصيف عظمتهاى ابراهيم خليل عليه السّلام
توصيف ابراهيم عليه السّلام در قرآن مجيد
حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام از ديدگاه قرآن و تورات
1 ابراهيم از ديدگاه تورات امّت با عظمتى است كه همه مردم روى زمين بوسيله او هدايت خواهند گشت .
2 پيمان خداوندى با ابراهيم از ديدگاه تورات
3 داستان چهار حيوان كه پس از كشته شدن به وسيله حضرت ابراهيم عليه السّلام زنده شدند .
4 ابراهيم عليه السّلام فرزند خود را براى قربانى كردن به قربانگاه مىبرد
حضرت ابراهيم عليه السّلام از ديدگاه قرآن و انجيل
آيا اعتراف به عظمت الهى حضرت ابراهيم خليل اللّه ميتواند تجديد نظرى در اديان سهگانه بوجود بياورد ؟
از هر سه كتاب اديان سه گانه جهانى ( قرآن و تورات و انجيل ) مىتوان اين اصل را اثبات كرد كه
نظريّه آقاى هانس كونگ درباره وحيى كه بر پيامبر ما محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است و پاسخ اينجانب بايشان
محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پيشواى متّقيان و بينائى هدايت يافتگان
سيرت پيامبر اعتدال و سنّتش رشد است .
گروه يكم
گروه دوم
اعتدال يك امر نسبى است .
سنّت پيامبر اكرم رشد است و كلامش جدا كننده حقّ از باطل و حكمش عدل محض است .
ميدان تكاپو براى سبقت در خيرات و وصول به كمال ممكن باز است ، فرصت را از دست ندهيم .
95 و من خطبة له عليه السلام
ترجمه خطبه نود و پنجم
تفسير عمومى خطبه نود و پنجم
حكمت و موعظه حسنه و مجادله با بهترين راه
مطلب يكم
مطلب دوم
مطلب سوم
مطلب چهارم
96 و من خطبة له عليه السلام
الله تعالى
و منها في ذكر الرسول صلى اللّه عليه و آله
ترجمه خطبه نود و ششم
تفسير عمومى خطبه نود و ششم
دلهاى انسانهاى رشد يافته و جوياى كمال متمايل بسوى پيامبر اكرم است .
وقتى كه « حيات معقول » بروز مىكند ، كينهها و تزاحمها فرو مىنشيند ، برادرى و وحدت در ميان انسانها در مسير حيات حقيقتا بوجود مىآيد .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله اگر سخنى بگويد قطعا حقّ را بيان فرموده است و سكوت او نيز گوياى حقائقى است بدون استفاده از الفاظ .
97 و من خطبة له عليه السلام
ترجمه خطبه نود و هفتم
تفسير عمومى خطبه نود و هفتم
مهلت به ستمكار موجب بيرون رفتن او از حيطه حكومت و سلطه الهى نيست
نتيجه و اثر طبيعى كوشش مفيد ، وصول به مقصود است و وصول به مقصود دليل حقّانيّت آن نيست .
همه مردم از انسان قدرتمند در هراسند ، امّا پيشوا على عليه السّلام كه قدرت را در اختيار دارد ، از مردم جامعه خود بيمناك است
در برابر خير خواهىهاى من مقاومت ورزيديد
ديده مىشويد ولى غائبيد ، بردگانيد با نمايش مالكان
فرار از حكمت و موعظه سازنده براى چه ؟
شما را براى بدست آوردن حيات معقول ، به جهاد تحريك مىكنم ، هنوز سخنم تمام نشده پراكنده مىشويد و همديگر را درباره پندهائى كه به شما دادهام اغفال مىكنيد .
چهار ركن اساسى تعليم و تربيت در اسلام
ركن يكم مبانى تعليم و تربيت
معناى يكم
معناى دوم
توضيحى درباره مفهوم مبانى تعليم و تربيت به معناى دوم
اصل يكم
اعتراض يكم
اعتراض دوم
اعتراض سوم
اعتراض چهارم
اصل دوم آن موضوع كه بايد تعليم و تربيت آن را اصلاح كند ، چيست ؟
ركن دوم تعليم و تربيت ، معلّم و مربّى است
اوّلين معلّم و مربّى انسانها خدا است .
ثانيا خداوند متعال عقل و قلب را در درون اولاد آدم عليه السّلام
ثالثا خداوند سبحان با ارسال رسولان و انبياى عظام همانگونه كه آيات قرآن مجيد در مواردى متعدّد بيان ميدارد ، باضافه تعليم ، تزكيه و تربيت انسانها را انجام ميدهد .
شرايط اساسى معلّم و مربّى از نوع انسانها
شرط يكم دارا بودن معلّم و مربّى آنچه را كه تعليم ميكنند و آنچه را كه بعنوان تربيت ميخواهند در انسانها بوجود بياورند
شرط دوم معلّم و مربّى بايد اخلاص در كار داشته باشد .
اخلاص ، آن آبحياتى كه هر برگى از نهال شخصيّت متعلّم و متربّى را مبدّل به ريشه مولّد ميسازد
شرط سوم ايمان معلّم و مربّى به كارى كه انجام ميدهد
شرط چهارم ادامه تكاپو و فعّاليّت معلّم و مربّى در تكميل خويشتن
شرط پنجم عشق و علاقه معلّم و مربّى به پيشرفت تكاملى متعلّم و تربيت پذير
شرط ششم استمداد از خدا
ركن سوم انسان مورد تعليم و تربيت
مقدارى از اصول كلّيّه را درباره انسانهائى كه مورد تعليم و تربيت قرار ميگيرند ، بررسى مىكنيم
اصل يكم خصوصيّت ساليان زندگى انسانهاى مورد تعليم و تربيت
اصل دوم هر اندازه انسان مواد تعليم و تربيت را با اهمّيّتتر تلقّى كند ، تأثير بيشترى را نتيجه ميگيرد .
اصل سوم ضرورت تطابق طرز تفكّرات اولياء انسانهاى مورد تعليم و تربيت با فعّاليّتهاى معلّمان و مربّيان
صورت يكم
صورت دوم
صورت سوم
اصل چهارم دقّت شديد در جريان انتقال انسانهاى مورد تعليم و تربيت از دوران احساسات به دوران تعقّل
مسأله يكم
مسأله دوم
مسأله سوم
اصل پنجم ايجاد علاقه شديد براى سؤال و مطالبه دليل براى قضايا در انسانهاى مورد تعليم و تربيت
اصل ششم ضرورت انتقال انسانهاى مورد تعليم و تربيت از موقعيّت گرايش به تشويقها و پاداش و سطح نگرى و سطح گرائى به موقعيّت حقيقت گرائى براى خود حقيقت
احساس پوچى زندگى غالبا بلكه از يك جهت همواره نتيجه جدّى تلقّى نكردن حقيقت در دوران پذيرش تعليم و تربيت است .
آزادى و انسانهاى مورد تعليم و تربيت
مسأله يكم آيا انسانهاى مورد تعليم و تربيت از سنّ 10 سالگى تا 20 سالگى مثلا معناى آزادى معقول و ارزش آنرا ميدانند ؟
مسأله دوم حقائق و واقعيّات پيرامون فرزندان چيست كه اگر آزاد باشند ، از آن حقائق و واقعيّات ، در استيفاى حقّ انتخاب بهرهمند خواهد گشت ؟
مسأله سوم آيا براى آن معلّمان كه راهنماى عبور انسانهاى مورد تعليم و تربيت از موقعيّت ميخواهم ابتدائى و خام به موقعيّت آزادى معقول هستند ، شرايطى وجود دارد يا نه ؟
مسأله چهارم آيا راهى وجود دارد كه انسانهائى كه در دوران تعليم و تربيت توانستهاند آزادى معقول را بدست بياورند و با روشى معقول از حقّ گزينش استفاده كنند ، وقتى كه وارد جامعه ميشوند امواج جامعه آنان را با كوبيدن باين صخره و آن كوه و انداختن آنان در سنگلاخها و خارستانها نابود نسازد ؟
ركن چهارم موادّ مهمى كه به عنوان اهداف براى تربيت منظور شدهاند .
1 تعقّل
هر قضيّهاى پيش از اثبات شدن ، مادّهاى براى تعقّل است و پس از اثبات شدن ، قانونى است كه تعقّل بر طبق آن بايد حركت كند .
2 . قدرشناسى از فرهنگ
3 . پرورش خلاّقيّت
مسئله اوّل
مسئله دوم
مسئله سوم
تعريف و شرايط لازم خلاّقيّت
دگرگونىهاى سريع در وضع روانى مردم آن دوران و ثبات با عظمت شخصيّت على عليه السّلام
با اين دردها و رنجها چرا امير المؤمنين عليه السّلام آن مردم را بحال خود رها نمىكرد ؟
رنجانيدن اميرى خفتهاى را كه مار در دهانش رفته بود
اعتدال روانى بدون اخلاق كمالى امكان ناپذير است
آيا اعتدال روانى حقيقتا وجود دارد ؟
موضوع يكم
جريان يكم
جريان دوم
موضوع دوم
آيا نسبيّت اعتدال روانى با وجود مديريّت درونى ناسازگار است ؟
1 اعتدال روانى در منطقه روان « آنچنانكه هست »
« من » مديريّت خود را در موجوديّت انسان « آنچنانكه هست » بر مبناى صيانت مطلوب خويشتن برقرار ميسازد .
نوع يكم صيانت ذات را فقط در مجراى عوامل جبرى قرار بدهد
نوع دوم
عامل اساسى كشش انسان از « آنچنانكه هست » به « آنچنانكه بايد »
دليل يكم
دليل دوم
يكى از بزرگترين نتايج فعّاليّت عنصر گسترش با برخوردارى از آزادى ، نوگرائى و تازه ديدن همه رويدادها و لحظات هستى است .
اعتدال روانى در منطقه روان « آنچنانكه بايد » بدون اخلاق كمالى امكان ناپذير است .
توضيح و توصيفى درباره اخلاق كمالى
دلائل ضرورت محاسبه اخلاق كمالى در حدّ معتدل روان « آنچنانكه بايد »
دليل يكم
دليل دوم
دليل سوم
دليل چهارم
عقولى از كار افتاده در برابر عقل كلّ و فعّال
در حقيقت شما بوسيله نافرمانى ، با من نافرمانى با خدا مىنمائيد .
اين هم يك انحراف روانى ساقط كننده كه انسان با اعراض از رهبر حقيقى خود احساس نجات و آرامش نمايد
تشبيه يكم
تشبيه دوم
من متّكى بر دليلى روشن از خدايم و در مسيرى مستقيم از پيامبرم حركت مىنمايم .
ميتوان گفت : اساسىترين بعد اين جهان هستى ، معبد بودن آنست .
حالت روحى ما در هنگام عبادت چگونه بايد باشد انقباض يا انبساط ؟
1 ترس از نتيجه گناهانى كه از انسان سر مىزند
2 ترس از اينكه از استعدادها و امكاناتى كه خدا به من داده است
3 ترس از اهمّيّت و عظمت معناى هستى و وجود انسان در آن
4 ترس از خدا
5 ترس از مقام شامخ ربوبيّت
لزوم رجاء و بهجت و انبساط روحى
4 انگيزههاى خوف از خدا :
98 و من كلام له عليه السلام يشير فيه إلى ظلم بني أمية
متن خطبه نود و هشتم
ترجمه خطبه نود و هشتم
تفسير عمومى خطبه نود و هشتم
خاصّيّت خودكامگى است كه قانون را قربانى شخص خودكامه مىنمايد .
مطلق سازى از بشر آن غذائى است كه مردم هر چند بزور و حيلههاى لطيف و شيرين آنرا بخورند ، بالاخره محال است آنرا استفراغ نكنند .
موادّ معاهده صلح :
المادّة الأولى
المادّة الثّانية
المادّة الثّالثة
المادّة الرّابعة
المادّة الخامسة
المادّة السّادسة
تبصره
عهد شكنى صريح و بىپروا
ظلمى فراگير همه جامعه ، در انتظار مردمى كه در تشخيص زمامدار بر مبناى هوى و هوس حركت كردهاند و عظمت و ضرورت عدل و حقّ را جدّى نگرفتهاند .
مسلم بن عقبة از مردم مدينه براى يزيد بن معاويه بيعت ميگيرد و شرط مىكند كه آن مردم همگى برده يزيد باشند
انواع هماهنگى و اتّحاد انسانها و طرق وصول به با ارزشترين آنها
ضرورت بيان هنرى طرق وصول انسانها به احساس برين هماهنگى و اتّحاد ارزشى آنان
1 وحدت عددى
2 وحدت طبيعى
درجه يكم
وحدت طبيعى درجهدوم
3 صيانت ذات
4 عامل اشباع عواطف
5 قانون كنش و واكنش كه در پشت پرده محسوسات جريان دارد ، تحريك به پيوستگى انسانها بيكديگر كرده و از گسيختن از همديگر و خصومت و اضرار جلوگيرى مىنمايد :
1 عامل عقلى وصول به وحدت انسانها و احساس آن
2 عامل اخلاقى وصول به وحدت انسانها و احساس آن
3 احساسى ظريف ما فوق وظيفه اخلاقى
4 عامل وحدت اختيارى و احساس اختيارى كه فقط از طريق دين قابل وصول مىباشند .
مسأله يكم
مسأله دوم
مسأله سوم
هر اندازه احساس و دريافت كمال اعلى عالىتر ، هجوم مشقّتها بيشتر
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست نامها
فهرست مأخذ
فهرست اقوام و قبايل
فهرست مكانها