شرح نهج البلاغه (جعفرى) [19]
ج 19
بقيه 106 و من خطبة له عليهالسلام
بقيه تفسير عمومى خطبه صد و ششم
حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از ديدگاه امير المؤمنين عليه السّلام نوريان مرنوريان را جاذبند .
1 شهادت دوم پس از شهادت بوحدانيّت خداوند متعال
2 توصيف شخصيّت الهى رسولخدا از زبان علىّ بن ابيطالب عليه السّلام
نتيجه اعتقاد امير المؤمنين عليه السلام بوجود صفات مزبوره در وجود نازنين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
فرق ميان رسولان الهى و رسالت آنان ، با نوابغ و رسالت آنان
با نظر به مجموع شخصيّتهاى سازنده تاريخ ، با سه نوع شخصيّت روبرو ميگرديم :
آيا اين سه نوع شخصيّت سه را متضادّ را در پيش گرفتهاند ؟
پندار خصومت و تضادّ ميان انواع شخصيّتهاى سازنده و ساخته شده از ديدگاههاى محدودى است كه انسان را در بعد مورد تمايل خود قالب گيرى ميكنند .
يك از نظر معرفت
دو از نظر هدف گيرى
هدف گيرى نوابغ
هدف گيرى پيامبران
3 دوران بعثت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ديدگاه علىّ بن ابيطالب عليه السّلام
4 انگيزه بعثت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
5 نتيجه بعثت
6 دعاى امير المؤمنين درباره پيامبر عظيم الشّأن اسلام :
7 نزديكى شديد امير المؤمنين عليه السّلام با پيامبر عظيم الشّأن اسلام در همه دوران زندگى
نتائج مباحث مربوط به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از ديدگاه امير المؤمنين عليه السّلام
107 و من كلام له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و هفتم
تفسير عمومى خطبه صد و هفتم
شما كه از امتيازات و حرّيّتهاى انسانى برخورداريد نبايد مغلوب اوباش و انسان نماهاى خشن باشيد .
اضطراب و خروشى كه در موقع احساس شكست [ ظاهرى ] انسانهاى وارسته در درون انسانهاى كامل بوجود ميآيد ، بسيار پر معنى است .
108 و من خطبة له عليه السّلام
اللّه تعالى
النبي عليه السلام
فتنة بني اميّة
ترجمه خطبه صد و هشتم
اللّه تعالى
فتنه بنى اميّه
تفسير عمومى خطبه صد و هشتم
جهان هستى تجلّىگاه خداوندى و دلهاى انسانها پذيرنده برهان او
نه سحابى و نه ستاره
جهانهاى تو در تو . . . يا طبقات آسمان
اگر هم اشخاصى پيدا شوند كه با اصطلاح بافىها و شطرنج بازيهاى مغزى بتوانند ذهن خود را كور كرده و از كار بيندازند ، ولى براى دلهاى آدميان دلائلى است كه انكار آنها جز با انكار خويشتن امكان پذير نميباشد .
النّبىّ عليه السّلام
فتنه بنى اميّه
مطالبى چند در اين جملات وجود دارد كه بايد آنها را مورد بررسى قرار داد :
مطلب يكم امير المؤمنين آن طبيب الهى كه دوا بدست در جستجوى بيماران است ، هم طرق پيشگيرى را ارائه مينمايد و هم مرض را مداوا مينمايد .
مطلب دوم طبيب الهى بيماران را پيگردى ميكند و نمىنشيند كه بيماران بسراغ او بيايند .
مطلب سوم چند بيمارى اساسى كه طبيب الهى براى معالجه آنها تكاپو ميكند
1 نابينائى دلها كه ناشنوائى گوش و گنگى زبان را ببار مىآورد .
2 غفلت
3 بيمارى حيرت .
رازهاى نهانى براى بينا دلان آشكار ، و جادّه حقّ براى منحرفان واضح و علامت روز قيامت براى مردم با فراست روشن است .
چه انتظار از قالب بىروح و روح بى قالب و عبادت بازان بىبهره از رشد . . . ؟
علائم و حوادثى كه در فتنههاى آخر الزّمان تحقّق مىيابد .
آيا فكر كردهايد كه اين عقائد و رفتارها شما را بكجا ميبرند ؟ اصلا مىفهميد كه در تاريكىها گم شده و دروغها شما را فريفته است ؟
تعليم و تربيت براى حركت در مسير « حيات معقول » فقط در اختيار انسانهاى ربّانى است كه امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السّلام در رديف اوّل آنان ميباشد و پاسخ به منكرين مذهب
دكتر تقى ارانى ميگويد : « سه خاصّيّت مهمّ مذهب را رو به فنا ميبرد :
مطلب يكم نويسنده ميگويد : « سه خاصّيّت مهمّ مذهب را رو به فناء ميبرد :
مطلب دوم نويسنده ميگويد : « مذهب اگر صحيح باشد بايد ثابت باشد . »
هر دين الهى ( مذهب حقّ ) با نظر به ثابت بودن و متغيّر بودن به پنج قسمت اساسى تقسيم ميگردد :
قسمت يكم اصول و عقائد كلّى و اساسى
قسمت دوم احكامى است كه با نظر به طبيعت اصلى بشر در اصلاح دو بعد مادّى و معنوى بشرى و تنظيم و تهذيب آن دو ، ابلاغ شده است .
قسمت سوم احكام پيرو ،
قسمت چهارم احكام مبتنى بر عناوين ثانويّه
قسمت پنجم احكام اضطرارى كه هر كسى در صورت ناتوانى از عمل به احكام اوّليّه و اختياريّه ، محكوم بآن احكام ميباشد ،
مطلب سوم نويسنده ميگويد : « مذهب توليد اختلاف و نزاع ما بين پيروان و امم مذاهب مختلفه ميكند
مطلب چهارم نويسنده ميگويد : « مذهب همواره آلت دست طبقه مقتدر و هيئت حاكمه جامعه است
علم است يا حقّه بازى
مطلب پنجم نويسنده ميگويد : « فقط اختلاف اساسى كه ما بين علم و مذهب موجود است ، اينست كه مذهب معلومات موجوده را بدست خيالات سپرده ، علم آنها را بوسيله منطق و تجربيّات يعنى به كمك فكر كردن كاملتر مينمايد » .
مطلب ششم نويسنده ميگويد : « ظهور طبقه روحانيون نيز مانند طبقات ديگر بر حسب طبيعت خود هيئت جامعه بوده
هر طلايه دارى بايد به كسانى كه تكيه بر او نمودهاند ، راست بگويد و حواسّ و قواى مغزى خود را متمركز بسازد .
در آن هنگام كه باطل در جامعه جاى پائى براى خود پيدا كند ، همه چيز از قانون واصل خود منحرف ميگردد و سقوط جامعه فرا ميرسد .
109 و من خطبة له عليه السلام
القيامة
اهل البيت
ترجمه خطبه صد و نهم
قيامت
اهل بيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
تفسير عمومى خطبه صد و نهم
بحثى در دو موضوع مهمّ پيش از تفسير خطبه صد و نهم
موضوع يكم ابن ابى الحديد درباره اين خطبه مطالبى را بيان نموده است كه در فهم سخنان امير المؤمنين عليه السّلام بسيار مفيد است .
بحثى درباره طرق اثبات و ارائه واقعيّات و دستور و تحريك به پيمودن مسير كمالات در نهج البلاغه
ارتباط شخصى امير المؤمنين با واقعيّات و رفتار شخصى وى در زندگى
گروه يكم مطالبى است كه رابطه او را با خدا بيان ميكند .
گروه دوم مطالبى است كه رابطه على ( ع ) را با جهان هستى توضيح ميدهد .
گروه سوم مطالبى است كه رابطه امير المؤمنين ( ع ) را با انسانها بيان مينمايد .
فرق ميان تعريف و استدلال منطقى ، و توصيف و استدلال و ارشاد حكمى ( حكيمانه )
استدلالهاى منطقى و انواعى ديگر از استدلالها
1 استدلال رياضى
2 آنچه كه ما در توضيح مبحث كنونى بآن نياز داريم ، استدلال رياضى عينى است ، نه استدلال رياضى محض
3 استدلال استقرائى ( مشاهدهاى و تجربى )
4 استدلال قياسى
5 استدلال تمثيلى
6 استدلال با دريافتهاى انسانهاى كمال يافته
7 استدلال شهودى با شهود واقعيّتها :
انواع ارشاد
1 بيان واقعيات با اصول و قوانين بنيادين
يك جريان قانونى انحراف از حقّ و خودكامگى :
دو قانون حركت در مسائل اجتماعى :
سه قانون حقّ و باطل :
چهار « حقّ فقط با جدّيّت و تلاش قابل وصول است . »
پنج « تخلّف و تمرّد از ارشاد و رهبرى عالم خير خواه و مهربان موجب حسرت و پشيمانى است . »
شش « ماكياولى گرى با تقوى و انسانيّت مربوط به خدا متضادّ است . »
هفت « آغاز آشوبها معلول هواها و خود كامگيها است . »
هشت « حقّ محض روشن است و باطل محض نيز واضح است و باعث تشويش مغزهاى ضعيف در آميختن حقّ با باطل است كه بهترين وسيله سلطه گران است . »
نه « آن پايان زمانى كه گذشت لحظات آنرا كوتاه ميكند و عبور ساعت آنرا از بين ميبرد ، امتداد كوتاهى است . »
ده « هيچ اصلاحى درباره ديگران با فاسد ساختن مصلح ، شخصيت خود را ، منطقى نيست . »
يازده « رهبرى براى اصلاح جامعه است ، نه ستم بر آن ، اگر چه خود رهبر در رنج و مشقّت بيفتد . »
دوازده « آرزو بازى تفكّر عقلانى را راكد و يادآورى هدف نهائى زندگى را بفراموشى ميسپارد ، آرزو موجب فريب و آرزو كننده فريب خورده است . »
سيزده « از محبوبترين بندگان خداوندى كسى است كه خداوند او را در خودشناسى و خود سازى يارى كند . »
چهارده « سنّت خداوندى چنين است كه قدرتمندان روزگاران را پس از مهلت و رفاه مىشكند و شكست استخوانهاى امّتها را پس از مشقّتها و آزمايشها جبران مينمايد . »
پانزده « محاسبه و توزين نفس آدمى ضرورتى است ، اگر خود او هم به اين محاسبه نپردازد قانون هستى و مشيّت هستى آفرين اين محاسبه را درباره او انجام ميدهد . »
شانزده « تحرّك و جنبشهاى اجتماعى وقتى كه روى ميآورند ، ابهام انگيزند ، و هنگاميكه پشت ميگردانند ، آگاهى بخش ميشوند و مردم هشيار را متنبّه ميسازند . در موقع روى آوردن ناشناخته هستند و در هنگام پشت كردن شناخته ميشوند . »
هفده « عالم حقيقى كسى است كه هويّت و ارزش خود را بشناسد و جاهلترين انسانها كسى است كه هويّت و ارزش خود را درك نكند . »
هجده « هرگز بوسيله ظلم موفّق به پيروزى نخواهيم شد . »
نوزده « و اى بر اين ساختمانهاى آباد و خانههاى پر زر و زيور كه درون آنها حقوق جانهاى آدميان مراعات نميشود . »
بيست « يك جامعه رشد يافته جامعهايست كه در اصلاح مردم و در ريشه كن كردن ظلم ، رهبر و زمامدارش را يارى كند . »
2 مبانى توصيف ( تعريف ) در نهج البلاغه
1 توصيف منطقى
2 توصيف بوسيله معلول يا نتيجه .
3 توصيف تنبيهى و توجيهى براى شناخت حقيقت .
4 توصيف ارزشى
3 مبانى استدلال در نهج البلاغه
1 استدلال رياضى عينى
2 استدلال استقرائى
3 استدلال قياسى
4 استدلال تمثيلى
5 استدلال حكمى
6 استدلال با دريافتهاى انسانهاى كمال يافته
7 استدلال شهودى
4 ارشاد
تفسير عمومى خطبه صد و نهم
همه اشياء در برابر او تسليم ، و قائم بر او ، و نيرو بخش هر ناتوان است .
اوست شنونده سخن ، داناى راز ، روزى بخش زندگان ، مرجع همه بازگشتها .
يك بحث مختصر درباره علم خداوندى كه بىنياز از وجود معلوم است
او قابل ديدن با چشمان ظاهرى نيست ، زيرا او ما فوق محسوساتست .
او است غنىّ مطلق جلّ جلاله
1 مخلوقات را براى دفع وحشت از خود نيافريده است
2 خداوند سبحان مخلوقات را براى سود بردن نيافريده است .
3 كسى را بخواهى ، سبقت از تو نگيرد و هر كس را كه گرفتى از دست تو فرار نتواند كرد .
4 كسى كه ترا معصيت كند ، از سلطه تو نكاهد ، و كسى كه اطاعتت كند بر ملك تو نيفزايد .
5 كسى كه از قضاى تو به غضب در آيد ، نتواند امر ترا برگرداند و كسى كه از امر تو روى گردان شود ، بىنياز از تو نخواهد گشت .
براى خداوندى كه محيط مطلق و عالم مطلق است نه رازى وجود دارد و نه غيبى
بارالها ، توئى كه ابديّت از آن تست و توئى پايان همه امور كه هيچ گريزى از تو نيست .
نيازمند مطلق در اختيار غنىّ مطلق
هر مفهومى را به عنوان خدا فكر كنيد ، خدا بزرگتر از آن است .
خدا و جهان و انسان از ديدگاه علىّ ابن ابيطالب عليه السّلام
قسم يكم بيان مختصّات مقام شامخ خداونديست
قسم دوم بيان مختصّاتى است كه راه شناخت آنها آماده كردن درون براى پذيرش تجلّى اوصاف آن ذات اقدس است .
قسم سوم سلب اوصاف مادّى و جسمانى و هرگونه وابستگيها و احتياجات و محدوديّتها ، از ذات اقدس ربوبى است .
قسم چهارم بيان روابطى كه انسانها ميتوانند ميان خود و خدا برقرار بسازند .
در اين جملات رابطه خداوندى با انسانها بقرار زير مطرح شده است :
يك رابطه انس
دو رابطه توكّل منطقى
سه رابطه عالم با معلوم
چهار در خطبهاى ديگر رابطه انسان را با خداوند از نظر معرفت به مقام كبريائى او
گروه دوم رابطه على ( ع ) با جهان هستى .
گروه سوم مطالبى است كه رابطه امير المؤمنين را با انسانها بيان مينمايد .
تقسيم يكم در يكى از خطبهها انسان را چنين تقسيم بندى فرموده است : « مردم بر چهار قسمند :
تقسيم دوم درباره انسانها در نهج البلاغه ديده ميشود كه باز ميتواند رابطه امير المؤمنين عليه السّلام را با انسانها توضيح بدهد .
تقسيم سوم در باره انسانها
تقسيم چهارم « مردم بر سه گونهاند :
توضيحى درباره سه صنف انسانها :
صنف يكم عالم ربّانىّ
1 روشنائى درونى كه غير از انعكاس نمودهاى عينى در آيينه ذهن است .
روشنائى دوم عبارتست از قابل مشاهده بودن موجوديّت درونى عالم بوسيله آن روشنائى .
روشنائى سوم كه از نظر اهمّيّت و ارزش فوق العاده مهمّ است ، عبارتست از احساس و پذيرش واقعيّات ناب
2 سودمند بودن علم
3 سوم از اوصاف علم واقعى از ديدگاه امير المؤمنين عليه السّلام حلم است .
گروه ديگر از انسانها در تقسيم چهارم دانش پژوهى است
گروه سوم مردم عامى ناآگاه و بىشخصيّت كه از زندگى جز حركت و احساس جبرى و توليد مثل چيز ديگرى ندارند .
تقسيم پنجم اين تقسيم كه درباره انسانهائى است كه وظائفى را بعنوان عبادت خدا انجام ميدهند
آيا نتيجه عبادت بخود انسان مربوط ميشود يا بخدا ؟
آغاز عبادت آگاهى از جان پاك است كه شعاعى از اشعّه خداوندى است و پايان آن رسانيدن اين جان به جاذبه ربوبى .
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست نامها
فهرست مآخذ
فهرست اقوام و قبايل
فهرست مكانها