شرح نهج البلاغه (جعفرى) [20]

ج 20

بقيه خطبه صد و نهم

بقيه تفسير عمومى خطبه صد و نهم

الملائكة

فرشتگان ، موجوداتى مقدس كه فوق طبيعتند

با همه آن علم و تقربى كه فرشتگان بخداوند سبحان دارند ، باز پايين‏تر از آن هستند كه حق معرفت و عبادت و اطاعت ترا ايفاء نمايند .

عصيان الخلق ( نافرمانى مردم )

خدا در سراى باقى ، عوامل عالى‏ترين لذائذ مادى و روحى را براى بندگانش آماده فرموده است .

فرياد رساى دعوت كنندگان بسوى حق ، بگوش چنگ زدگان به خوشيهاى زودگذر دنيا فرو نميرود .

چيست علل و عوامل عدم اجابت فريادهاى حيات بخش داعيان حق و حقيقت ؟

عاشق دلباخته جيفه دنيا ، نمى‏بيند و نمى‏شنود ، شهوات عقلش را تباه و دنيا قلبش را ميرانده است .

الف قسم مجازى نامعقول

ب قسم معقول

ج قسم فوق معقول

مسأله يكم

مسأله دوم

مسأله سوم

مسأله چهارم

مسأله پنجم

مسأله ششم

مسأله هفتم

مسأله هشتم

مسأله نهم

سرمست غرور بودند كه ناگهان خطر ناآشنا برسرشان تاختن گرفت و آنانرا در مسيرى قرار داد كه بازگشتى ندارد .

بالاخره ، مرگ با سكراتش و دل گسيختن از دنيا با حسراتش تاختن آورد و آن قدرتمند را كه زمين در زير پايش ميلرزيد و آسمان به احترامش قامت خم مى‏كرد تسليم خويش نمود و سرخى رويش به زردى مبدل گشت .

در حال تسليم به نفوذ تدريجى چنگالهاى مرگ ، در اين انديشه فرو رفته است كه روزگار عمر گرانبها را در كجا سپرى كرده است ؟

در حال مرگ پرده از جلو چشمان مسافر ديار ابديت برداشته ميشود و واقعيات آنچنانكه هستند مورد مشاهده قرار ميگيرد .

دو نگاه در آن موقعيت وجود دارد كه يكى آموزنده است و ديگرى موجب دريغ و حسرت .

آن زيباى زيبايان با رفتن روح از بدن ، لاشه‏اى است كه نزديكترين اشخاص از آن مى‏گريزند .

قيامت

بعضى از مسائل مربوط به روز قيامت

1 ناگهانى بودن آغاز قيامت

2 نزديك بودن

3 نفخ صور

تغييراتى كه براى آماده كردن عرصه قيامت در زمين و آسمان صورت ميگيرد .

وضع زمين و آسمانها دگرگون ميگردد

معاد جسمانى است .

همه مردم در موضع مسؤوليت در روز قيامت

با جمله فريباى « ما فقط درباره انسانها مسؤوليت داريم ، مسؤوليت درباره خودمان را زير پا نيندازيم . اومانيسم ضد اومانيسم

چه با عظمت و بهجت‏آور است اطاعتى كه پاداشش نيل به جوار رحمت و رضوان الهى است .

حركت و تكاپو در جاذبه كمال ، اطاعت خداوندى ناميده ميشود .

آيا انسان اين همه عذاب و شكنجه را كه در دوزخ وجود دارد ميتواند تحمل كند ؟

زهد النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلم

معناى اعراض پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله از دنيا

اهل البيت عليهم السلام

اهل بيت عصمت و طهارت وابسته نبوت ، مورد مراجعه و رفت و آمد فرشتگان و معادن علم و حكمتند .

110 و من خطبة له عليه السلام في أركان الدين

متن خطبه صد و دهم

الإسلام

فضل القرآن

ترجمه خطبه صد و دهم

فضيلت قرآن

تفسير عمومى خطبه صد و دهم

بهترين وسيله‏ها براى وصول به مقام قرب الهى و تعريف ايمان و مباحثى درباره آن

1 ايمان به خدا و رسول او

تعريف ايمان

حال مى‏پردازيم به برخى از مسائل با اهميت درباره ايمان .

يك آيا انسان ميتواند بدون ايمان زندگى كند ؟

دو اختلاف در موضوع ، غير از بى‏ايمانى است .

سه عظمت ارزشى ايمان به خدا و معنادار بودن هستى

آيا پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مجتهد بوده است ؟

احدى الحسنيين ( يا حيات با كرامت انسانى و يا شهادت در راه سعادت و فضيلت انسانى الهى ) و پاسخ به مساوى قلمداد كردن شهادت و خود كشى

از وجوب پرداخت زكات معلوم ميشود كه ريشه كن كردن فقر از جامعه واجب است

حق معلوم

زكات فطر

روزه سپرى است در برابر عذاب ، زيرا روزه است كه آدمى را به درجه تقوى مى‏رساند

صبر و شكيبائى يكى از عوامل درك و دريافت واقعيات است ، چه معنا دارد ؟

عبادت بزرگ حج به فعليت رساننده احساس انواعى از تكاليف

براى دفع بيمارى از خود بيگانگى از صله ارحام شروع كنيد .

با دريافت يك خود عالى فراگير همه خودهايى كه شايسته اجتماع در يك نفس كلى هستند ، همواره به فكر خود و ديگران خواهى بود .

چه عظمتى براى روح آدمى بالاتر از بياد خدا بودن

بكوشيم تا خود را مشمول وعده خداوند به انسانهاى با تقوى نمائيم و شرحى مبسوط درباره تقوى

1 با عظمت‏ترين پاداش نيست كه خداوند مردم با تقوا را دوست ميدارد .

2 خدا با مردم با تقوى است .

3 با كرامت‏ترين و شريفترين انسانها نزد خدا با تقوى‏ترين آنها است

4 بهترين توشه‏ها و اجرها در دنيا و آخرت تقوى است .

5 عاقبت نيكو از آن متقين است .

6 تقوى عامل جدائى حق از باطل را به وجود مى‏آورد .

7 حيله مكر پردازان راهى به جانهاى مردم با تقوى ندارد .

8 اگر واقعا وجود خداوند سبحان مورد اعتقاد قرار بگيرد ، تقوى ضرورى تلقى خواهد گشت .

9 اگر يك انسان تقوى بورزد ، قطعى است كه خداشناس و خداپرست خواهد بود .

10 تقوى ، ظرفيت براى تكميل ناگواريها را بيشتر و اراده را براى مقاومت در برابر شدائد تقويت مينمايد .

11 وعده‏اى كه خداوند سبحان به مردم با تقوى داده است ، چيست ؟

ارشاد پيامبر بهترين ارشادها و سنت او هدايت كننده‏ترين سنت‏ها است

با قرآن آشنا شويم و عالى‏ترين فهم خود را در شناخت آن بكار بيندازيم و با نور قرآن بيماريهاى فكرى و روانى خود را شفا بدهيم و با اين آشنائى و شناخت و استشفاء در دلهاى خود بهار هميشگى به وجود بياوريم .

مصيبت‏ها و ناگواريهائى كه از عالم غير عامل به خود و ديگران وارد ميشود شديدتر از نتائج ناگوار جهل جاهلان ميباشد .

111 و من الخطبة له عليه السلام

متن خطبه صد و يازده

ترجمه خطبه صد و يازدهم

تفسير عمومى خطبه صد و يازدهم

انسان در مقابل آرايش‏ها و نمايش‏هاى جالب دنيا

شاديهاى دنيا محدود است و امن و امانش در برهه‏هائى محدود

اين دنيا مى‏فريبد و ضرر خود را وارد ميسازد و دگرگون ميشود و ميخورد و نابود ميكند و ميرود .

دنيا براى كسى كه مطلوب ذاتى است بطور محدود مى‏شكفد و سپس پژمرده ميشود و از بين ميرود

خنده بامدادى دنيا را كه شخصيت را دستخوش تزلزل نمايد گريه شامگاهى آن ، و شادى روى آوردن آنرا اندوه پشت كردنش از شايستگى اعتماد و تكيه بر آن ساقط مينمايد .

از اين دنياى شگفت‏انگيز در انتظار دو چهره متضاد باشيد تا فريبش را نخوريد .

اگر دنيا كسى را از طراوت خود نشاط بخشيد از ناگواريهايش خسته و درمانده مينمايد .

ارتباط آزاد با همه آنچه كه دنيا براى انسان عرضه ميكند : اينست قانون رشد شخصيت آدمى

ارتباط آزاد با اموال و امتيازات و مقامات اين دنيا ، خود مانع گسترش « من » به بيش از منطقه ضرورتها از امور مزبوره ميباشد .

در حال تكيه بر ثبات آفتاب و ماه و ستارگان بودند كه ناگهان زمين آنها را بدرون خود كشيد

اگر داراى قدرتى باشيد كه جهان هستى را زير و رو كنيد و همه آنرا در اختيار فرمان قضا و قدر بگذاريد و بخواهيد كه يك فرد از انسان را از قانون « مرگ بدنبال زندگى » مستثنى نمايد ، امكان پذير نخواهد بود .

چيست علت اين همه تذكردادن به مرگ و دل نبستن بدنيا و خود نباختن در برابر خواستنى‏هاى دنيا ؟

چگونه اين دنيا با آن همه زيبائى‏ها و امتيازات مطلوبش چهره‏اى زشت و ناسازگار به انسان نشان ميدهد .

حال كه چنين است بدنيا تكيه نكنيد و آنرا متهم بسازيد و همواره از حوادث كوبنده آن برحذر باشيد

دريغا كه مردم معمولى ، سفر مرگ را بدون دعوت و باجبار قوانين طبيعت ناآگاه تلقى ميكنند

آن در خاك آرميدگان هرگز از آنچه كه در عرصه طبيعت ميگذرد متأثر نميگردند

دريغا ، چند وجب پائين آمدن لازم است كه بشر با داشتن همه تنوع‏ها و تضادها با همديگر بدون سر و صدا جمع شوند .

همانگونه از دنيا رفتند كه به دنيا آمده بودند ، فقط با اين تفاوت كه وقت رفتن اعمالى را در اين دنياى فانى اندوختند و با خود به سراى ابديت بردند .

112 و من الخطبة له عليه السلام

متن خطبه صد و دوازدهم

ترجمه خطبه صد و دوازدهم

تفسير عمومى خطبه صد و دوازدهم

بحثى درباره ملك الموت ( عزرائيل عليه السلام )

فهرست مطالب

فهرست آيات

فهرست روايات

فهرست اسامى

فهرست مآخذ

فهرست قبايل و اقوام

فهرست امكنه