شرح نهج البلاغه (جعفرى) [26]
ج 26
متن خطبه صد و پنجاه و ششم
وصف الأيمان
ترجمه خطبه صد و پنجاه و ششم
توصيف ايمان
تفسير عمومى خطبه صد و پنجاه و ششم
نظريه ابن أبي الحديد معتزلى شارح معروف نهج البلاغه در جملات فوق ، مربوط به عايشه
تنها ايمان است كه روشنترين راه را در پيش پاى تكاپوگران هدف اعلاى حيات هموار مىكند
نمونهاى از مختصات ايمان :
تكليفى بسيار با اهميت كه احساس تكليف را در مردم احياء مىكند
توضيحى درباره جمله امير المؤمنين ( ع ) :
يا رسول اللَّه ، شهادت تلخ نيست كه نيازى به صبر و تحمل داشته باشد بلكه موجب بشارت و سپاسگزارى است .
موارد فتنه و آشوبزدگى
1 مالدارى و مال پرستى و تكاثر
2 حماقت ناشى از خود خواهى كوته بينانه ( منت گذاشتن به خدا و پيغمبر كه ما مىخواهيم انسان شويم )
3 فقط خداوند براى من خود خواه و ستمكار رحيم و مهربان است و بس
4 حرام را حلال و حلال را حرام خواهند كرد
5 رشوه پليد را هديه خواهند ناميد
6 ربا خوارى خواهند كرد به نام خريد و فروش
متن خطبه صد و پنجاه و هفتم
و من خطبة له عليه السّلام
ترجمه خطبه صد و پنجاه و هفتم
تفسير عمومى خطبه صد و پنجاه و هفتم
ستايش خداوندى كليدى براى ذكر او و سببى براى افزايش فضل او و راهنمايى براى نعمتها و عظمتش
آيندگان همانگونه از اين خاكدان بگذرند كه گذشتگان گذشتهاند .
تقوى ، يعنى صيانت تكاملى ذات كه مختص اساسى شخصيت سالم است
ضرورت مديريت مبانى سه گانه اساسى نيازها به وسيله شخصيت سالم از ديدگاه اسلام
ديدگاه بعضى روانشناسان معاصر در رده بندى نيازها
تعريف شخصيت سالم
نمونهاى از مختصات اساسى شخصيت
تفاوت شخصيتها با نظر به معلومات و تجارب و ظرفيت در برابر حوادث و حسّاسيت در مقابل برخى انگيزهها و كمال جوئى
شخصيت سالم در برابر شخصيت بيمار ، يعنى چه ؟
براى سالم سازى شخصيت و نجات دادن آن از يك بيمارى مستمر كه از ديدگاه مذهب و اخلاق و فرهنگهاى انسانساز پيشرو « خود خواهى » ناميده مىشود ، بايد براى بشر ، راه مبارزه با تورم « خود طبيعى » را كه همان صيانت تكاملى ذات است تعليم نمود .
همانگونه كه خود خواهى منبع همه بيماريهاى شخصيتى است و بيمارى شخصيتى منشأ همه انحرافات و پليديها و حق كشىها و خونريزيها است ، تعديل خود خواهى و مبدل كردن آن به « صيانت تكاملى ذات » منبع همه انواع خيرات و سعادتهاى فردى و اجتماعى براى انسانها مىباشد
در آن هنگام كه خود خواهى تعديل يافت و خود طبيعى در مديريت وجود آدمى جاى خود را « به صيانت تكاملى ذات » خالى كرد . چهره بسيار زيبايى شخصيت سالم با يك روشنايى روشنگر ، مديريت درون آدمى را به دست مىگيرد و طعم قرار گرفتن انسان را در جاذبيت خداوندى به او مىچشاند .
شرط انتقال از خود طبيعى متورم ( شخصيت ناسالم ) به من كمالى ( شخصيت سالم ) چندان دشوار نيست زيرا آنچه كه لازم است سربلند كردن از لجن خود متورم به بالا و نگريستن به ملكوت هستى است اين سربلند كردن و اين نظاره تا به بارگاه هستى آفرين منتهى نگردد ، پلك چشمان درون روى هم نيفتد .
با به فعليت رسيدن اين شخصيت سالم ، هم رده بندى نيازها منطق واقعى خود را در مىيابد و هم هدفدار بودن حيات روشن مىگردد .
شخصيت سالم با توجه به قانون اساسى خود كه عبارتست از حفظ هويت طبيعى خود در مسير ادامه « حيات معقول » در جريان تأثير و تأثر در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود . )
خويشتن شما ، براى ملاحظه همه حركات شما در كمين نشسته و ديده بانانى از اعضاء خود و حافظان راستين داريد كه اعمال و عدد نفسهاى شما را حفظ مىكنند و هيچ تاريكى و سدّى نمىتواند شما را از كمين و ديدهبان و حافظان وجودتان بپوشانند .
وحشت از يك منزلگه اسرار آميز زير خاك براى اشقياء
از زير انبوه خاكها بر مىخيزيد در حالى كه رستاخيز شما را در خود فرو برده است
متن خطبه صد و پنجاه و هشتم
و من خطبة له عليه السّلام
دولة بني أمية
ترجمه خطبه صد و پنجاه و هشتم
پيامبر و قرآن
دولت بنى اميّه
تفسير عمومى خطبه صد و پنجاه و هشتم
پيامبر اسلام محمد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در دوران فترت وارد جامعه بشرى گشت و همه كتابهاى آسمانى و پيامبران الهى را تصديق فرمود .
تجديد نظر در دين جهانى ابراهيمى براى هماهنگى اهل كتاب و توجه آنان به يك وحدت عالى دينى 1
بحث يكم
همه ما دائما با امثال اين آيات در قرآن مجيد روياروى هستيم :
بحث دوم
مقدمه يكم
مقدمه دوم
مقدمه سوم
بحث سوم
صفات حضرت ابراهيم ( ع ) از ديدگاه تورات
عهد جديد ( انجيل )
پاسخ به مطلبى كه يكى از شخصيتهاى بزرگ سوئيس در كنفرانس اظهار كرد : « مسيحيون از اسلام مىترسند . »
اين قرآن با شما سخنى نخواهد گفت
احتمال يكم
احتمال دوم
احتمال سوم
اين قرآن علم آنچه را كه از آينده مىرسد و آنچه كه در گذشته روى داده است در بر دارد .
دواى دردها و نظم لازم در زندگى اجتماعى در قرآن
زندگى بدون نظم مساوى زندگى بىقانون و اصل است كه مساوى بىهويتى زندگى است
مسئله يكم علل و نتايج بىنظمى در زندگى
1 بىاعتنائى به اصول و قوانين
2 خود خواهى و خود بزرگ بينى
قسم يكم
قسم دوم
3 نابسامانىها و ناهنجاريهاى حيات اجتماعى
4 تقدّم روابط بر ضوابط
5 اختلالات در ارزشها
6 تلف شدن بيهوده وقتها
7 ابهام انگيز بودن چهره جهان هستى
8 بر هم خوردن وسائل و هدفها
9 غلبه شك و بلا تكليفى در زندگى فردى و اجتماعى
10 از بين رفتن توانايى براى خلاقيتهاى مفيد
مسئله دوم علل و نتائج نظم در زندگى
1 تفاوت زندگى بىفلسفه و بىهدف با مراعات نظم ، با زندگى با فلسفه و با هدف ولى بىنظم
2 احساس نظم در عالم هستى و لزوم آن در زندگانى فردى و اجتماعى هم ريشه درونى دارد و هم ريشه برونى
3 ريشه عظمت احساس تكليف و انجام آن
4 يكى از مهمترين نتايج حيات با نظم ، هماهنگى فعاليتها و باز تابهاى درونى در برابر تموجات گوناگون درون و انگيزهها و علل جهان عينى برونى است
5 آنچه كه در بررسىهاى امتيازات نظم و زشتىهاى بىنظمى در زندگى ، از نظرها دور مىماند ، جنبه زيبايى خود نظم و زشتى بىنظمى است
آيا مراعات نظم مطلق در زندگى با آزادى ناسازگار است ؟
دولة بنى اميّه
متن خطبه صد و پنجاه و نهم
و من خطبة له عليه السّلام
ترجمه خطبه صد و پنجاه و نهم
تفسير عمومى خطبه صد و پنجاه و نهم
علت آن همه عدالت و نيكويىها كه امير المؤمنين ( ع ) درباره مردم تحت زمامدارى خود ، انجام داده است
متن خطبه صد و شصتم
و من خطبة له عليه السّلام
حمد اللّه
رسول اللّه
موسى
داوود
عيسى
الرسول الاعظم
ترجمه خطبه صد و شصتم
حمد خداوندى
رسولخدا ( ص )
موسى ( ع )
داوود ( ع )
عيسى ( ع )
رسول اعظم ( ص )
تفسير عمومى خطبه صد و شصتم
عظمت خداوندى
فرمان خداوندى حكمت است
معناى يكم
معناى دوم
رضايت او امان است و رحمت
قضاء و حكم او بر مبناى علم است و بخشايش او بر مبناى حلم
انسان با توجه به عنايات خداوندى در ارتباطات چهارگانه همواره مىتواند در حال حمد و سپاس خداوندى بوده باشد
ذات اقدس ربوبى و كنه و حقيقت عظمت آن ذات اقدس از دسترس ادراكات بسيار بدور است .
آنجا كه براى بوجود آمدن پديده زندگى در روى كره زمين ، نياز به وجود و جريان كهكشانها در اين كيهان بزرگ بهمين نظمى كه هست ، دارد ، براى بجريان افتادن كيهان بزرگ چه واقعياتى دست به كار شدهاند
تفسير و تحليل حوادث بعد از وقوع ، موجب علم كامل بدان حوادث و علل آنها نمىگردد
مشاهده و توصيف واقعيات و حقائق و تصرف در آنها براى بهره بردارى از آنها در زندگى مادى و معنوى غير از شناخت علل حقيقى و چگونگى بوجود آمدن آنها از علل خود مىباشد
كار يكم
كار دوم
چگونه بايد اميدوار بود ؟
اگر خدا را آنچنانكه مىتوانيم دريافت مىكرديم ، اميدها و ترسها و آرزوها و محبتهاى ما در سطحى عالىتر از آن بود كه تاكنون ما را به خود مشغول داشتهاند
ارتباط با دنيا چگونه بايد باشد ؟
معناى يكم
معناى دوم
آدمى با حلّ تعارض و تنظيم مختصات روح و ماده است كه سرنوشت خود را مىسازد
اگر شخصيت انسانى ، سالم و با اصول ارزشها تقويت شود بخوبى از عهده تعديل اميال خود بر آمده و وسائل دنيا را در استخدام خود در مسير « حيات معقول » قرار مىدهد . و از اين راه تعارض ميان ماده و روح برداشته مىشود و حركت تكاملى آدمى شروع مىگردد .
مورد يكم
مورد دوم
مورد سوم
آن اندازه كه انسان كامل در وجود و زندگى و حركات و سكنات خود ارزشها را براى افراد بشر مىآموزد و آنانرا تربيت مىنمايد ، از عهده قوانين و پند و اندرزها و ديگر وسائل توجيه كننده بر نمىآيد . و بالعكس ، هيچ سخن و عاملى براى سقوط جامعه مانند وجود تبهكاران آزاد مؤثر نيست
خداوند سبحان به جهت اكرام پيامبر ( ص ) بود كه تمايل او را از دنيا گسيخته به مقام شامخ ربوبى پيوسته بود
متن خطبه صد و شصت و يكم
و من خطبة له عليه السّلام
الرسول و اهله و اتباع دينه
ترجمه خطبه صد و شصت و يكم
تفسير عمومى خطبه صد و شصت و يكم در صفت پيامبر و اهل بيت و پيروان دين پيامبر و در اين خطبه مردم را به تقوى پند مىدهد
در مكّه به دنيا آمد و در مدينه صدايش گسترش يافت
بوسيله قرآن شرائع مجهول را آشكار و بدعتها را ريشه كن و احكام جدا از يكديگر را تبيين فرمود
بديهى است كه فرار از دين سعادت بخش خداوندى ، موجب شقاوتى است كه بهيچ وجه جبران پذير نخواهد بود
چه اندوه طولانى و چه عذابى دردناكتر از آنكه آدمى از عنايات ربانى دور و از ديدار او مهجور گردد ؟
توكل به خدا و تلاش در رسيدن به هدفها ، دو ركن اساسى موفقيت در زندگى است
بار ديگر تقوى و بارهاى ديگر نيز تقوى ، زيرا بار ديگر انسان و بارهايى ديگر نيز انسان اگر براى او « حيات معقول » مطرح است .
مسئله يكم
مسئله دوم
مسئله سوم
مسئله چهارم
نوع يكم
نوع دوم
نوع سوم
زرق و برقها و تجملات دنيا كه شخصيت شما را مىربايند بزودى از شما جدا خواهند گشت
اگر روزى فرا رسد كه گردانندگان سياسى اجتماعات ، اهميت مديريت جانهاى آدميان را هم مانند مديريت زندگى طبيعى آنان به عهده بگيرند ، آنموقع مىفهميم كه عظمت انسانى چيست ؟
متن خطبه صد و شصت و دوم
ترجمه خطبه صد و شصت و دوم
تفسير عمومى خطبه صد و شصت و دوم
مقصود از جمله امير المؤمنين عليه السلام كه نفوس جمعى از شدت علاقه بدان مقام بخل ورزيدند و جمعى ديگر از آن اعراض نمودند چيست ؟
يك بررسى مختصر درباره معاوية بن ابى سفيان
نابخردان راه ما بين خود و على بن ابيطالب عليه السلام را بجاى آنكه هموار كنند و گلها و رياحين بكارند
نوع يكم
نوع دوم
متن خطبه صد و شصت و سوم
و من خطبة له عليه السّلام
ابتداع المخلوقين
ترجمه خطبه صد و شصت و سوم
ابداع مخلوقات
تفسير عمومى خطبه صد و شصت و سوم
خداوند براى خلقت اشياء هيچ نيازى به قرار دادن وسائط ندارد
اوّلا
ثانيا
آيا جريان سلسله علل و معلولات ، ضرورت وسائط در خلقت را اثبات نمىكند ؟
چون وجود خداوندى فراسوى حركت و زمان است ، لذا هيچ يك از مختصات زمان به او نسبت داده نمىشود .
عبادت تكوينى و عبادت تشريعى
هويت و خصوصيات اشياء را متعين فرمود و لذا ممكن است روزى فرا رسد كه عدم تعيين هايزنبرگ مورد تجديد نظر جدى قرار بگيرد
قضيه يكم
قضيه دوم
قضيه سوم
اوست داناى مطلق به همه اشياء آشكار و پنهان ، جزئى و كلى
ذات اقدس خداوندى فوق هر گونه حد و اندازه است
در عالم امكان آنچه كه ساخته شده است ، نيكوترين مصنوع با توجه به كائنات اين عالم است
هيچ موجودى توانايى مقاومت در مقابل او را ندارد
غناى ذاتى و مطلق آن صمد يكتا چه نيازى به اطاعت ما دارد ؟
اى كاش بشر به مقدار يك صدم اهميت و فعاليت مغزى و عضلانى كه درباره موجودات « جز من خويشتن » انجام مىدهد ، درباره شناخت و سازندگى من خويشتن هم انجام مىداد .
و من كلام له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و شصت و چهارم
تفسير عمومى خطبه صد و شصت و چهارم
( اندكى از اخبار عثمان بن عفان
متن خطبه صد و شصت و پنجم
و من خطبة له عليه السّلام يذكر فيها عجيب خلقة الطاووس
الطاووس
صغار المخلوقات
منها في صفة الجنّة
تفسير بعض ما في هذه الخطبة من الغريب
ترجمه خطبه صد و شصت و پنجم
طاووس
تفسير عمومى خطبه صد و شصت و پنجم در اين خطبه ، شگفت انگيز بودن خلقت طاووس را بيان مىفرمايد
نظم حاكم در عالم موجودات و شگفت انگيزى و شكوه ملكوتى در آن
ديدگاه يكم
ديدگاه دوم
نكته ديگر
اين هم يكى از شگفتىهاى وضع روحى امير المؤمنين عليه السلام كه با آنهمه غوطه خوردن در الهيات و دين و اخلاق و حقوق و سياست و عرفان و جهاد در راه خدا با آن دقت شگفت انگيز درباره پرندگان مانند خفاش و طاووس سخن مىگويد
در منطق امير المؤمنين عليه السلام براى ارتباط با واقعيات عينى ، مشاهده و تجربه اساسىترين وسيله معرفت است
آيا شدت احساس زيبايى طاووس در خويشتن است كه با ناله از دل بر آمده به جهت مشاهده زشتى پاهايش تعديل مىگردد ؟
اينكه فصل حقيقى اشياء از حدود درك و دريافت ما بالاتر است ، مورد اعتراف همه متفكران آگاه است .
علت يكم
علت دوم
تناسب خلقت اجزاء جانداران با يكديگر قسمتى از نظم عالى هستى است
در توصيف بهشت
گروه يكم
گروه دوم
گروه سوم
( تفسير برخى از لغات غريبه در اين خطبه )
متن خطبه صد و شصت و ششم
و من خطبة له عليه السّلام
بنى امية
ترجمه خطبه صد و شصت و ششم
بنى امية
تفسير عمومى خطبه صد و شصت و ششم
در منطق « حيات معقول » تبادل علوم و تجارب و عواطف و احساسات ميان انسانها قانونى اساسى است
سرگذشت تاريخى بنى اميّه را از هدفگيريهاى آنان در زندگى بايد خواند
اگر از يارى حق عقب نشينى كنيد و از توهين و از كار انداختن باطل خود دارى كنيد ، قدرت پرستان خودكامه درباره شما طمع خواهند كرد و بر شما چيره خواهند گشت
فرصتها را از دست ندهيم ، زيرا بار ديگر بر نمىگردند و نتايج سوء آن گريبان آيندگان را هم خواهد گرفت .
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست نامها
فهرست مآخذ
فهرست اماكن